Datasets:
audio audioduration (s) 6.49 44.8 | label stringlengths 19 600 | koochik_transcript stringclasses 0
values | gemini37_transcript stringclasses 0
values | gemini37_persian_normalized_transcript stringclasses 0
values |
|---|---|---|---|---|
گزارش اقدامات انجمن نابینایان، مردادماه ۱۴۰۵ منصور شادکام با سلام و احترام به خوانندگان محترم ستون اقدامات انجمن نابینایان ایران؛ در ابتدا و همچون همیشه بر خود واجب میدانم تا از زحمات هیئت تحریریه ماهنامه نسل مانا تشکر و قدردانی داشته باشم؛ به جهت تلاش فراوانی که در راستای تولید مطالب تخصصی برای جامعه هدف به کار میگ... | null | null | null | |
آغاز روزهایی شلوغ برای انجمن نابینایان از مرداد ماه تلاشها برای برگزاری مراسمهای مربوط به روز جهانی نابینایان آغاز شده است؛ در طول ۲ جلسه که با حضور نمایندگانی از تشکلهای مربوط به نابینایان در دفتر تلفیق اجتماعی و پیشگیری از معلولیت برگزار شد، مباحثی درباره شعار امسال روز جهانی نابینایان مطرح گردید که در نهایت، شعار... | null | null | null | |
البته همچون سالهای پیش علاوه بر بهزیستی، شرکای دیگری هم در برگزاری این مراسم در کنار ما هستند که جلسات هماهنگی با آنها نیز در فرصت باقیمانده برگزار میشود؛ همچنین امسال علاوه بر برگزاری مراسم روز جهانی نابینایان که توسط انجمن و در تاریخ ۲۱ مهر برگزار میشود، در تاریخ ۲۲ مهر مراسم دیگری نیز از سوی شبکه ملی تشکلهای ن... | null | null | null | |
یکی از مناسبتهایی که پیشرو داریم، ۱۰ سالگی برنامه رادیویی شش نقطه است؛ شش نقطه، بادوامترین برنامه رادیویی ویژه نابینایان در این سالها بوده که با حمایت و مشارکت انجمن نابینایان ایران در حال پخش از رادیو تهران است؛ از همین فرصت استفاده میکنم و ۱۰ سالگی این برنامه رادیویی را به همه شما مخاطبان عزیز تبریک عرض میکنم و... | null | null | null | |
البته که در این میان نمیتوان از حمایتهای رادیو تهران در طول این سالها غافل بود؛ بنابراین، تشکر ویژهای میکنم از تمام مدیران رادیو تهران که در طول این سالها حمایتهای ارزشمندی از شش نقطه داشتهاند. امیدوارم بتوانیم با تلاش فراوان مسیر رو به رشد این برنامه را برای سالهای متمادی ادامه دهیم. کارگاه یکروزه یوگا برای ... | null | null | null | |
در دهه سوم مرداد، انجمن با حضور ۱۲ نفر از نابینایان علاقهمند به یوگا، یک کارگاه یکروزه را با همکاری استودیوی آناندا و با تدریس سرکار خانم فائقه صالحیان برگزار کرد. نکته جالب این کارگاه تمایل و علاقه عجیبی بود که نزد استودیو آناندا و سرکار خانم صالحیان برای آشنایی با نابینایان وجود داشت و این اتفاق، با ایجاد حسی دو طر... | null | null | null | |
تنکابن، هدف جدید کاروان سیاحتی انجمن در اواخر مرداد و با هماهنگیهای انجام شده، اردویی به مدت ۴ روز و با حضور حدود ۴۰ نفر از نابینایان به مقصد تنکابن برگزار گردید. در این اردو لحظات شاد و مفرحی برای نابینایان شرکتکننده رقم زده شد. تأکید میکنم که یکی از اهداف این قبیل از اردوها، ایجاد لحظات مفرح و شاد برای نابینایان ا... | null | null | null | |
کمکهای موردی که انجمن به واسطه خیرین به اعضا ارائه داد به طور کلی در هر ماه، حدود ۵۰ نفر از نیازمندان تحت پوشش انجمن، تحت حمایتهای مالی از سوی این انجمن قرار میگیرند که این کار با تلاشهای خیرین انجام میشود؛ علاوه بر این، در مرداد حدود ۴۰ نفر دیگر از نیازمندان تحت پوشش در دو قالب سهم سادات و سهم عام، تحت حمایتهای ... | null | null | null | |
همچنین در ماهی که گذشت، تعداد ۵ سری جهیزیه هر یک به مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان به ۵ زوج و تعداد ۳ فقره لوازم زندگی به خانوادههای کم برخوردار و نیازمند از سوی انجمن اهدا گردید. در زمینه کمکهای موردی، ۲ مورد خاص در ماه گذشته داشتیم: اول کمک به بیمار نابینایی که از سرطان رنج میبرد و به دلیل هزینههای پرتودرمانی و شیمیدرمان... | null | null | null | |
دوم، بیمار نابینایی که به دلیل دیابت و سکته دچار مشکلاتی شده بود که با همکاری یکی از خیرین محترم، مقرر شد که به مدت ۶ ماه مبلغی به عنوان کمک برای ایشان در نظر گرفته شود. مکاتبات مثبت با ریاست سازمان بهزیستی | null | null | null | |
یکی از اتفاقات مثبتی که با آن مواجه بودیم، مکاتبات سودمند با ریاست سازمان بهزیستی کشور بود که خوشبختانه توسط ایشان، با نگاه مثبتی همراه بود و همکاریهای لازم نسبت به موضوع مورد مکاتبه انجام شد و از این طریق، کار پیگیری برای حل شدن مشکلات نابینایان بسیار ساده پیش میرود که این نکته، جای امیدواری فراوان دارد و قطعاً با ا... | null | null | null | |
بهعلاوه اینکه ما همچنان پیگیر صدور سماکارت برای متقاضیان از میان اعضای تحت پوشش خود هستیم و امیدواریم این کارت را، بتوانیم با مساعدت سازمان بهزیستی با شرایط مناسبی در اختیار متقاضیان قرار دهیم. همچنین جا دارد به این نکته نیز اشارهای داشته باشم که در یک تحول بسیار مهم در انجمن، روند بهروزرسانی اطلاعات اعضای تحت پوشش... | null | null | null | |
امیدوارم شما عزیزان با دعای خیر خود و با ارائه نظرات و پیشنهادات خود، ما را در انجام خدمات بهتر و مؤثرتر به جامعه نابینایان یاری فرمایید. با سپاس از همراهی شما خوانندگان محترم با ستون گزارش اقدامات انجمن نابینایان ایران: منصور شادکام قائم مقام انجمن نابینایان ایران. | null | null | null | |
زندگی، تلاشی برای آگاهی، امیدی برای فردا، از تدارک کارگاه تا دلگرمی بازخوردها فاطمه جوادیان همه چیز آماده است. هر یک از ابزارها را در جای مشخصی گذاشتهام تا به راحتی به آن دسترسی داشته باشم. پایه دوربین را هم در آن سوی میز کارم نصب کردهام. روز گذشته با همکارم زاویه دوربین را بررسی کردهایم. | null | null | null | |
دو طرف جایی را که قرار بود پایه دوربین بماند، با چسب نشانهگذاری کردهایم. قرار است یک کارگاه برگزار کنیم؛ قرار است جلوی دوربین ابزارها را به شرکت کنندگان در کارگاه نشان بدهم و شیوه کار کردن با آنها را برایشان بازگو کنم. هر یک از همکاران کاری انجام میدهد: یکی پیامها و پرسشها را زمان اجرا میخواند تا پاسخ دهم؛ دیگری... | null | null | null | |
خودم هم آگهی را در شبکههای مختلف گذاشتهام. یکی از آنها کانالی است که به نام همکاران جوان دارم و گهگاهی اطلاعیهای را در آن قرار میدهم تا همراهان کانال باخبر شوند. بیش از همه رئیس اداره است که کارگاه را پشتیبانی میکند؛ پشتیبانی رئیس، کارها را بهتر پیش میبرد. وقتی وارد کارگاه میشویم و میبینیم بعد از حضور شمار ک... | null | null | null | |
کلاس در وبسایت اسکایروم برگزار میشود. محدوده قاب دوربین را از همکارم پرسیدهام. پشت سرم روی دیوار نقشههای برجسته قرار دارد. میدانم که نباید از آن محدوده خارج شوم و البته حواسم به هشدارهای او هم هست. صدا و تصویر کارگاه را با تلفنش دنبال میکند تا اگر مشکلی وجود داشت به من خبر بدهد. صدای کارگاه را هم روز گذشته امتحا... | null | null | null | |
بعضی ابزارها با هم همپوشانی دارند اما کار خوب پیش میرود. در میانه راه یکی از ابزارها را پیدا نمیکنم. بیش از یک ساعت از آغاز کلاس گذشته است. ده دقیقه آنتراکت میدهم. گوشی را خاموش میکنم. کلاس باز است و پیامها میآیند اما صدا و تصویر من بسته شده. دنبال ابزار گمشده میگردیم که همکارم آن را مییابد. یک اسپیکر است که د... | null | null | null | |
تمام دستگاههای شارژی را از یکی دو روز پیش، شارژ کردهام. باطریها را هم بررسی کردهام. زمان آنتراکت یک فنجان چای برایم میآورند. در کلاس کار کردن با دستگاه هشدار سر ریز مایعات را با همان فنجان چای به همکاران توضیح میدهم. زمان کار با نوتتیکر، برای شرکتکنندگان سرودهای از قیصر امینپور را میخوانم و زمان نوشتن با دست... | null | null | null | |
به کمک ساعت آموزشی، از اهمیت جهتیابی ساعتی میگویم و دو نمونه عصا را هم نشان میدهم. عصای کودک و عصای بزرگسال با گوی غلتان. از اهمیت زاویههای ساعتی زمان راه رفتن با عصا برایشان میگویم. این که اگر عصا را در ساعتهای ۱۱-۱ یا ۱۰-۲ حرکت دهیم، احتمال این که از مسیر مستقیم خارج شویم به حداقل میرسد. | null | null | null | |
کارتهای لامسه، کتاب حسی – لمسی، مهرههای درشت و ریز تمرین بریل، کتاب بریل، ذرهبین صفحهای، دستگاه درشتنما، لوح حساب انواع لوح نوشتاری تکرو نویس، پشتورو نویس و دورو نویس یک خط در میان، لوح غلتکدار، قلم برای ساخت برچسب گویا، برگههای برچسب بریل، اسپیکر و رکوردِر، ابزار خیاطی مثل سوزن شیاردار و متر برجسته، ابزا... | null | null | null | |
در پایان هم چند نرمافزار مهم و کاربردی برای افراد نابینا را معرفی میکنم. واکنشهای کاربران مرا دلگرم میکند. هدف، آشنایی همکاران با چگونگی بهرهمندی از ابزارهاست. هدف این است که مربیان و معلمان با آگاهی بیشتری پذیرای دانشآموز نابینا باشند. در یکی از بازخوردها کسی که خود را اولیای یک دانشآموز معرفی میکند، میگوید ک... | null | null | null | |
همکار نابینایی تماس میگیرد و میگوید که کلاس برایش باز نشده و تمام این سه ساعت را با گوشی تلفن از طریق لپتاپ همکار دیگرش کارگاه را دنبال کرده است و تمام این پیامها، احساس مسئولیت مرا بیشتر میکند. طی ده روز فیلم بلند را به بخشهای کوتاهتر تقسیم میکنم و از طریق شبکههای اجتماعی در اختیار تمام جویندگان راه آموزش می... | null | null | null | |
رد پای نابینایان در آثار ادبی، سایه باد؛ رمانی درباره کتابها، خاطرهها و انسانهایی که فراموش نمیشوند حسین آگاهی گاهی یک کتاب فقط داستانی برای سرگرم شدن نیست؛ بلکه دری است که به جهانی دیگر گشوده میشود. | null | null | null | |
سایه باد، اثر ماندگار کارلوس روییس سافون، از همان رمانهایی است که خواننده را نه فقط با یک معما، بلکه با جهانی سرشار از عشق، خاطره، سیاست، کتاب و راز روبهرو میکند. رمانی که از نخستین صفحه، بوی کاغذهای کهنه، کتابفروشیهای قدیمی و خیابانهای مهآلود بارسلونا را با خود به همراه دارد. | null | null | null | |
ماجرا از سال ۱۹۴۵ آغاز میشود؛ زمانی که دنیل سمپره، پسر نوجوان یک کتابفروش، به مکانی اسرارآمیز به نام «گورستان کتابهای فراموششده» قدم میگذارد. او در میان هزاران کتاب، رمانی به نام سایه باد نوشته نویسندهای گمنام، خولیَن کاراکس، را برمیگزیند. انتخابی که به ظاهر ساده است، اما او را وارد سفری میکند که گذشته و حال، ع... | null | null | null | |
در میان شخصیتهای پرشمار رمان، کلارا بارسلو حضوری کوتاه اما بسیار تأثیرگذار دارد. او دختر جوانی است که بینایی خود را از دست داده و همراه عمویش، گوستاوو بارسلو، یکی از بزرگترین مجموعهداران کتابهای کمیاب بارسلونا زندگی میکند. دنیل که شیفته شخصیت آرام و وقار کلارا شده است، بارها به خانه او میرود تا برایش کتاب بخواند. | null | null | null | |
این نشستهای کتابخوانی، از زیباترین و انسانیترین بخشهای آغاز رمان به شمار میآیند. در این صحنهها، سافون نابینایی را نه به عنوان عنصری ترحمبرانگیز، بلکه به عنوان شیوهای متفاوت از ارتباط با جهان به تصویر میکشد. کلارا جهان را بیش از آنکه با چشم ببیند، با گوش، حافظه و تخیل میشناسد. او هنگام شنیدن کتاب، تنها شنونده... | null | null | null | |
رابطه او و دنیل نشان میدهد که خواندن، صرفاً دیدن واژهها نیست؛ بلکه تجربهای مشترک است که میان صدای راوی و ذهن شنونده شکل میگیرد. برای خواننده نابینا، این بخشهای رمان آشنا و دلنشیناند. بسیاری از نابینایان، پیش از گسترش کتابهای گویا و فناوریهای امروزی، ادبیات را از طریق صدای دیگران تجربه کردهاند؛ تجربهای که در ر... | null | null | null | |
سافون بدون آنکه درباره نابینایی سخنرانی کند، نشان میدهد که ادبیات میتواند پلی میان دو انسان باشد؛ پلی که در آن، دیدن شرط اصلی درک و لذت بردن از یک داستان نیست. آنچه کلارا را از بسیاری از شخصیتهای نابینای ادبیات متمایز میکند، عادی بودن اوست. | null | null | null | |
سالهاست که در ادبیات، نابینایان معمولاً در یکی از دو قالب کلیشهای تصویر میشوند؛ یا انسانهایی با تواناییهای خارقالعاده که گویی نابینایی باعث شده حسهای فراطبیعی پیدا کنند، یا افرادی که زندگیشان سراسر رنج، درماندگی و افسردگی است و نابینایی تمام هویتشان را تعریف میکند. سافون تا حد زیادی از هر دو کلیشه فاصله گرفته ... | null | null | null | |
کلارا نه استعداد شگفتانگیزی دارد که قرار باشد جای خالی بینایی را با آن پر کند و نه زندگیاش در غم نابینایی خلاصه شده است. او کتاب دوست دارد، موسیقی میآموزد، با دیگران معاشرت میکند، احساسات و علایق شخصی خود را دارد و مانند بسیاری از انسانهای همسنوسالش درگیر روابط عاطفی است. نابینایی برای او یکی از ویژگیهای زندگی ... | null | null | null | |
از این منظر، کلارا به شخصیتی واقعی شباهت دارد تا نمادی برای برانگیختن ترحم یا تحسین. البته یک نکته در پرداخت این شخصیت، رنگ و بوی کلیشه دارد. سافون نشان میدهد که کلارا برای شناخت افراد، اصرار دارد صورت آنها را با دست لمس کند. این تصویر در آثار داستانی بارها تکرار شده، اما با واقعیت زندگی بیشتر نابینایان همخوانی ندارد... | null | null | null | |
نابینایان برای شناختن دیگران نیازی به لمس چهره افراد ندارند و چنین رفتاری نه یک مهارت رایج، بلکه اگر هم دیده شود، استثنایی و وابسته به ویژگیهای شخصی یک فرد است، نه معلولیت او. شناخت انسانها برای نابینایان، مانند دیگران، بیشتر از طریق صدا، شیوه سخن گفتن، رفتار، شخصیت و تجربه معاشرت شکل میگیرد تا لمس صورت. | null | null | null | |
با این حال، این تنها نکتهای است که میتوان آن را کلیشهای دانست و در مجموع، تصویر سافون از کلارا واقعبینانهتر از بسیاری از نمونههای مشابه در ادبیات است. نکته جالب دیگر این است که سافون، از قرار دادن شخصیت نابینا بر سکوی تقدس نیز پرهیز میکند. در بسیاری از داستانها، شخصیت نابینا انسانی کاملاً پاک، بیمیل به لذتهای... | null | null | null | |
اما کلارا چنین نیست. او زنی جوان است که احساسات عاطفی دارد، میتواند جذب مردی شود که دوستش دارد و حتی برای جلب توجه او تلاش کند. نابینایی برای او مانعی در تجربه عشق، میل، انتخاب یا لذت بردن از زندگی نیست. البته این به معنای آن نیست که سافون شخصیتی بیبند و بار یا منفی خلق کرده باشد؛ بلکه او را همچون انسانی معمولی با خ... | null | null | null | |
شاید همین نگاه انسانی و دور از اغراق، کلارا را به یکی از باورپذیرترین شخصیتهای نابینای ادبیات معاصر تبدیل کرده باشد. یکی دیگر از شخصیتهای فراموشنشدنی رمان، خود شهر بارسلوناست. خیابانهای سنگفرش، کوچههای مهآلود، کتابفروشیهای قدیمی، عمارتهای متروک و کافههای ساکت، چنان زنده توصیف شدهاند که گویی شهر نیز همانند ش... | null | null | null | |
فضای رمان آمیزهای از داستان معمایی، عاشقانه، تاریخی و گوتیک است. با این حال، برخلاف بسیاری از آثار معمایی، سافون تنها در پی غافلگیر کردن خواننده نیست؛ او آرامآرام لایههای شخصیتها را کنار میزند و نشان میدهد که هر انسان، گذشتهای دارد که بر تمام انتخابهای آیندهاش سایه میاندازد. با این همه، سایه باد تنها به خاطر ... | null | null | null | |
او نشان میدهد که کتابها فقط مجموعهای از کلمات نیستند؛ هر کتاب حافظهای زنده است که میتواند زندگی انسانها را به هم پیوند بزند، گذشته را از دل فراموشی بیرون بکشد و حتی سرنوشت کسانی را که سالها بعد آن را میخوانند، تغییر دهد. این کتاب را نخستین بار علی صنعوی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات نیماژ در سال 1399 به چاپ رس... | null | null | null | |
مناسبسازی، حلقه مفقوده استقلال نابینایان در مراکز اقامتی سید حمید میرغفاری و داریوش جوادی برای بسیاری از افراد نابینا و کمبینا، سفر تنها فرصتی برای تفریح یا تغییر محیط نیست؛ بلکه، تجربهای ارزشمند برای حضور در اجتماع، تقویت روحیه، دیدار با دوستان و کسب استقلال بیشتر در زندگی روزمره است؛ سفرهای گروهی، بهویژه سفرهای ز... | null | null | null | |
در همین راستا، سازمان بهزیستی کشور طی سالهای گذشته با راهاندازی و توسعه مراکز اقامتی و اردوگاهی ویژه افراد دارای معلولیت، گامهای مؤثری برداشته است. ایجاد چنین مراکزی، بهویژه در شهر مقدس مشهد، این امکان را فراهم کرده تا مددجویان با هزینهای مناسب و در فضایی آرام، از فیض زیارت بارگاه منور حضرت امام رضا (ع) بهرهمند ش... | null | null | null | |
وجود مسیرهای مناسب برای تردد افراد دارای معلولیت، استفاده از کفپوشهای برجسته و طراحی نسبتاً مناسب فضاهای عمومی، نشان میدهد که در زمان احداث یا بازسازی مجموعه، به موضوع دسترسپذیری توجه شده است. با این وجود، تجربه اقامت در این مجموعه نشان میدهد که هنوز برخی نیازهای نابینایان و کمبینایان در آن به طور کامل دیده نشده ... | null | null | null | |
این کاستیها شاید در نگاه نخست جزئی به نظر برسند، اما در عمل میتوانند استقلال فرد را کاهش داده و او را ناگزیر از همراهی دائمی یک فرد بینا کنند؛ در حالی که فلسفه مناسبسازی، افزایش استقلال افراد دارای معلولیت است؛ نخستین مسئله، دسترسی به خیابان اصلی و مسیر منتهی به حرم مطهر است؛ خروج از هتل و رسیدن به مسیر اصلی، به دلی... | null | null | null | |
به نظر میرسد اختصاص یک سرویس ایاب و ذهاب مانند ون یا میدِلباس در ساعات مشخص، بهویژه همزمان با وعدههای نماز، بتواند این مشکل را تا حد زیادی برطرف کند. این شیوه سالهاست در بسیاری از هتلهای مشهد اجرا میشود و تجربه موفقی نیز داشته است. موضوع مهم دیگر، مناسبسازی آسانسورهاست؛ آسانسورهای یک مرکز اقامتی باید امکان است... | null | null | null | |
در نتیجه، فرد نابینا در تشخیص طبقه مورد نظر با مشکل مواجه میشود. از سوی دیگر، شماره اتاقها فاقد برچسب بریل هستند و کارتهای ورود به اتاق نیز هیچ علامت برجستهای برای تشخیص جهت صحیح قرارگیری ندارند. این در حالی است که افزودن یک برچسب بریل یا یک نشانگر برجسته روی کارتها، هزینهای بسیار اندک دارد اما تأثیر چشمگیری در ا... | null | null | null | |
یکی دیگر از چالشهای مهم، سیستم کنترل سرمایش و گرمایش اتاقهاست. استفاده از پنلهای کاملاً لمسی، بدون هیچگونه دکمه برجسته، بازخورد صوتی یا نشانه قابل تشخیص، باعث شده است که افراد نابینای مطلق عملاً نتوانند بهتنهایی دمای اتاق را تنظیم کنند. در دنیای امروز که فناوریهای دسترسپذیر بهسرعت در حال گسترش هستند، انتظار می... | null | null | null | |
در کنار این موارد، کیفیت خدمات غذایی نیز از جمله موضوعاتی است که به گفته بسیاری از مهمانان، نیازمند بازنگری و ارتقای کیفیت است تا سطح خدمات ارائهشده با انتظارات جامعه هدف همخوانی بیشتری داشته باشد. البته ذکر این نکته ضروری است که هدف از طرح این مسائل، نادیده گرفتن زحمات مسئولان سازمان بهزیستی یا مدیریت هتل رئوف نیست؛ ... | null | null | null | |
با این حال، مناسبسازی مفهومی ایستا نیست؛ بلکه فرایندی مستمر است که با دریافت بازخورد کاربران و رفع نواقص، هر روز کاملتر میشود. جامعه نابینایان بیش از هر چیز خواهان استقلال است؛ استقلالی که با رعایت جزئیاتی ساده اما تأثیرگذار محقق میشود. نصب برچسبهای بریل، فعالسازی سامانههای صوتی، استفاده از تجهیزات قابل دسترس و ... | null | null | null | |
امید است مسئولان محترم سازمان بهزیستی و مدیران مراکز اقامتی، با نگاهی مبتنی بر دسترسی برابر و بهرهگیری از تجربه واقعی افراد نابینا، گامهای تکمیلی را در مسیر مناسبسازی بردارند؛ چرا که هدف نهایی از ایجاد این مراکز، تنها اسکان افراد دارای معلولیت نیست، بلکه فراهم کردن امکان اقامتی مستقل، ایمن و همراه با کرامت انسانی بر... | null | null | null | |
طنز، خوشا نابینا که روزی دست یک بینا گرفت یخ نکنی نمکدون راستش را بخواهید، ماجرا از جایی شروع شد که غروب یک روز داغ تابستانی که هوا دیگر تقریباً تاریک شده بود، برای خرید از سوپر مارکت از خانه خارج شده و کمی بعد هم به سوپر مارکت وارد گشتیم. هنوز پایمان را در سوپر مارکت نگذاشته بودیم که ناگهان، بر اساس مدیریت مسئولین خدم... | null | null | null | |
البته برای ما تفاوتی نکرد چون اصولاً نور در زندگی ما خیلی جایی ندارد و اگر هم داشته باشد تعیین کننده نیست. به هر حال ما وارد فروشگاه شده و خواستیم که خریدمان را انجام دهیم. اما به خاطر تاریکی پیش آمده، کسانی که آنجا بودند، سردرگم شده بودند و ضمن قربان صدقه مسئولین رفتن، سعی میکردند که خریدشان را انجام دهند و محل را ت... | null | null | null | |
ما که به دلیل خریدهای مکرر از آنجا تقریباً جای همه چیز را میدانستیم، خیلی سریع رفتیم و مایحتاج خود را از داخل قفسهها و یخچال برداشتیم. اما در همین حین، ناگهان وجدان بیدارمان به سراغ ما آمد و به ما گفت که چه نشستهای که جماعتی که تا چندی پیش دستگیر تو بودند الان نیازمند دستان تو هستند. این شد که خریدها را به فروشنده ت... | null | null | null | |
هر کس هرچه میخواست برایش پیدا میکردیم و تحویلش میدادیم. تا این که چند دقیقه بعد تمام کسانی که در فروشگاه سردرگم شده بودند، با کیسههای خرید آنجا را ترک کردند. صاحب فروشگاه که برگهایش مثل برگهای خزان زیر پایش میریخت، از ما توضیح خواست که دقیقاً چه شده، که ما برایش توضیح دادیم متکی بودن به یک حس خوب نیست و ما به خا... | null | null | null | |
برایش توضیح دادیم وسایل مردم را با اتکا به حس لامسه پیدا کردیم و دادیم دستشان. تازه چند نفری هم نزدیک بود زمین بخورند یا بخورند به وسایل که دستگیرشان شدیم و راهنماییشان کردیم. بعد از ارائه این توضیحات، خواستیم خریدهایمان را برداریم و برویم که صاحب فروشگاه گفت که اگر میشود، تا برق میآید بمانیم و خلقالله را راهنمایی... | null | null | null | |
از آنجا که پول نسل مانا نسبت به ماه گذشته به میزان 10 تخم مرغ قدرت خریدش کاهش پیدا کرده بود، پذیرفتیم تا این کار پاره وقت را انجام دهیم. این شد که دو ساعتی که آنجا برق نداشت، همینطور مردم را از این سو به آن سو راهنمایی میکردیم و خریدهایشان را تحویلشان میدادیم. | null | null | null | |
برق هم که آمد، پولمان را گرفتیم و رفتیم دنبال کار و زندگیمان. البته پول خریدهای خودمان را که از دستمزدمان کم کرد یک چیز هم بدهکار شدیم که خود نشان از رونق اقتصاد و کسب و کار در مملکتمان است. از آن شب به بعد دیگر هر وقت برق میرود، صاحب فروشگاه به ما زنگ میزند تا برای راه انداختن مشتریانش برویم. ولی در همین حین سایر ک... | null | null | null | |
طوری شد که ما به هر فروشنده 15 دقیقه فرصت دادیم تا مشتریانش را راه بیندازیم. پولش هم خوب بود و به زودی توانستیم لپتاپمان را که خراب شده بود تعمیر کنیم و برسیم خدمت مقامات بالادستی در نسل مانا. حتی وسوسه شدیم استعفای خود را به دلیل یافتن شغلی پر آب و نان تقدیم مقامات بالادستی کنیم که ناگهان به خود آمده و فهمیدیم که چند... | null | null | null | |
این شد که از چنین کاری منصرف گشتیم و امیدوار گشتیم که مقامات بالادستی حداقل دستمزدمان را همپای قیمت تخم مرغ تغییر دهند تا در ماه 30 روزه، روزی یک تخم مرغ از این عالم وانفسا نصیبمان شود. در پایان هم به همنوعان خود توصیه مینماییم که تا تابستان است بروند در محلههایشان و در ساعات قطع برق توانایی شگفتانگیزشان را نشان ده... | null | null | null | |
شاید پولی هم مثل ما گیرشان آمد و حداقل این بیبرقی به کار عدهای آمد. شاید اصلاً مسئولین ما غیر مستقیم با این هدف دارند برق را قطع میکنند و صدایش را در نمیآورند تا ریا نشود. ما توصیههای خود را کردیم. دیگر این که گوش دهید و انجامش دهید یا نه با خودتان. امضا: یخ نکنی نمکدون | null | null | null | |
زندگی ، از پشت پنجره مدرسه تا سکوی تالار وحدت؛ واژههایی از جنس نور و اراده فاطمه جوادیان گزارش توصیفی از تجربیات، خلاقیتها و ایستادگی یک همکلاسی قدیمی، سهیلا حسینی صدا، ردیف نتها و طنین دلنشین یک پیانو؛ گاهی زندگی با همین آواها گره میخورد و مسیرش عوض میشود. | null | null | null | |
در این شماره از ستون زندگی نسل مانا، به همراه دوست و همکلاسی سالهای دورم، سهیلا حسینی، در کنار هم نشستهایم تا روایتی از یک عمر تلاش را بازگو کنیم. ما روزگاری در آموزشگاه شبانهروزی نابینایان همکلاسی بودیم؛ من آنجا زندگی میکردم و سهیلا چون ساکن تهران بود، بعد از کلاسها پیش خانوادهاش میرفت. | null | null | null | |
سالها بود یکدیگر را گم کرده بودیم و این تجدید دیدار صمیمانه، بهانهای شد برای گشودن دفتری از خاطرات؛ روایتی از یک عمر دویدن، سدها را شکستن و ایستادگی سهیلا در برابر طوفانهای زندگی به عنوان یک صداپیشه، گوینده، خواننده کُر، نوازنده و مربی خلاق. کودکی، بِلز گمشده و جادوی پشت پنجره | null | null | null | |
عشق سهیلا به دنیای صدا از همان دوران پیش از مدرسه و با هدیه گرفتن یک بِلز و سازدهنی حرفهای از سوی پدر و مادرش آغاز شد. گرچه آن سازها بعدها در شلوغیهای کودکانه آسیب دیدند و گم شدند، اما جرقه اصلی زده شده بود. سفر به ارومیه در سال ۱۳۶۷ به خاطر شغل پدر و آشنایی با معلم سرودی آگاه در مدرسه استثنایی، اولین مواجهه جدی او ب... | null | null | null | |
بازگشت به تهران و ورود به مدرسه نرجس، شروع فصلی جدید بود. سهیلا از پنجره کلاس پنجم، به سالن سلف در آن سوی حیاط گوش میسپرد؛ جایی که زندهیاد محمود رضایی با بچههای مقاطع بالاتر، قطعه معروف «لالایی» استاد محمد نوری (با شعری از افشین یداللهی) را تمرین میکرد. این صدا چنان او را شیفته کرد که تمام تمرکزش را روی درس از دست ... | null | null | null | |
در ۱۲ سالگی با هدیه گرفتن یک کیبورد کوچک، تمرینات خودآموز او آغاز شد. اصرارهای او برای ورود به هنرستان موسیقی با مخالفت خانواده همراه شد؛ مخالفتی که بعدها مشخص شد ریشهاش در نبود کتابهای بریل موسیقی و نگرانی از سختیهای هدایت یک دانشآموز نابینا در این مسیر بود. او برخلاف میلش وارد رشته انسانی شد، اما با ارادهای قوی ... | null | null | null | |
ماراتن کنکور و سد بزرگ دانشگاه علامه با وساطت خانم توکلی (معلم مدرسه)، راه ورود سهیلا به مدرسه هنر و ادبیات صداوسیما باز شد و او یادگیری پیانو را از صفر و زیر نظر آزیتا رجبی آغاز کرد. پس از به پایان رساندن تمرینهای کتاب بِیِر با خانم رجبی، با اینکه کتابهای پیشرفتهتر به خط بریل موجود نبود، او کار را با اساتید بینا اد... | null | null | null | |
دوران پیشدانشگاهی و کنکور برای او یک ماراتن واقعی بود؛ دوشنبهها سه ساعت تمام در کلاس پیانو مینشست و با یک واکمن خبرنگاری، لابهلای نتها درس میخواند. شبها فقط دو ساعت میخوابید و ساعت ۳ صبح بیدار میشد. سال اول کنکور، به دلیل جمعآوری کتابها توسط آموزشگاه در پایان سال و مواجهه با یک منشی نوجوان و کمسواد در جلسه ... | null | null | null | |
سال بعد، با وجود بیماری سخت و بستری شدنهای طولانی مادر، بدون کتاب و با سختی تمام درس خواند و سرانجام در رشته روانشناسی کودکان استثنایی دانشگاه علامه طباطبایی قبول شد؛ قبولی ارزشمندی که خانه را غرق در شوق و شادی کرده بود. ورود به دانشگاه اما با برخورد سرد مدیر آموزش وقت (آقای کرمانی) همراه بود که معتقد بود نابینایان ن... | null | null | null | |
با وجود دفاع جانانه پدر سهیلا، کارشکنیها همچنان ادامه داشت؛ شش ترم تمام به او منشی داده نشد و اساتید سختگیریهای بیموردی روا داشتند، اما همت سهیلا و دیگر دانشجویان نابینای آن دوره (همچون آقایان دادخواه، خواجه حسینی، شاهوردی و خانم هماوندی)، خط بطلانی بر تمام این پیشداوریها کشید. تالار وحدت؛ عبور از سد کلیشهها با ... | null | null | null | |
پس از دیپلم، یک گفتگوی تلفنی با زندهیاد آقای نامنی (بنیانگذار مؤسسه عصای سفید) و یادگیری سلفژ زیر نظر سعید علیجانی، سرانجام در اسفند ۱۳۷۷ سهیلا را به عنوان خواننده کُر روی استیج تالار وحدت فرستاد. سال ۷۹ این گروه مقام نخست جشنواره موسیقی افراد دارای معلولیت را از آن خود کرد. او نوازندگی دف را هم با مهدی مشکریز آغاز ن... | null | null | null | |
دیماه ۱۳۸۰، بانو پری زنگنه به دعوت آقای نامنی به مؤسسه آمد و گروه کُر عصای سفید را برای همراهی در اجرای افتتاحیه سومین دوره بازیهای بانوان کشورهای مسلمان انتخاب کرد؛ اجرای درخشانی که متأسفانه با درگذشت آقای نامنی و تغییر رویکرد مدیریت جدید مؤسسه، به انحلال گروه ختم شد. | null | null | null | |
سهیلا مدتی هم، پیش بانو نزهت امیری دوره موسیقی اُرف کودکان را دید اما به دلیل نبود نت بریل، فلوت حرفهای را رها کرد. بزرگترین چالش حرفهای او، عبور از سد کلیشههای رایج در گروههای کُر کشور بود؛ جایی که ادعا میشد فرد نابینا به دلیل عدم دیدن دست رهبر ارکستر، نظم گروه را به هم میزند. اما علیرضا شفقی نژاد (رهبر کُر است... | null | null | null | |
سهیلا با کمک یکی از بانوان مهربان گروه که نتها را پشت تلفن برایش میخواند و او بریل میکرد، پس از ۱۱ ماه تمرین مداوم، در آذر ۱۳۸۵ در یک کنسرت بسیار سخت ۹۰ دقیقهای به نام پوتیت مِس سولونل (Petite Messe Solennelle) اثر روسینی خوش درخشید. حضور در ارکستر موسیقی فیلمهای «مدار صفر درجه» و «شرق، دیوار، آفتاب» به رهبری علیر... | null | null | null | |
او تا سال ۸۸ با این گروه همکاری داشت. بعدها در سال ۹۵ دفنوازی را پیش محمدصادق فداییفرد بهروز کرد و ۱۴ ماه نیز زیر نظر استاد خشایار کاکاوندی به یادگیری تنبور پرداخت. مربیگری خلاق، تئاتر و قلاب ماهیگیری استقلال سهیلا در سال ۱۳۹۴ به عنوان مربی کودک وارد مجموعه «آوند» به مدیریت زندهیاد گوهرناز پشوتنی شد؛ مهدکودکی برا... | null | null | null | |
او با فلوت، قصهگویی، ترانههای سیمین قدیری و روش خلاقانه «بادیدرامز» (تولید ریتم با اعضای بدن) روح تازهای به آموزش کودکان بخشید. مسیر استقلال او اما از سال ۷۹ با عصا به دست گرفتن و انتخاب دانشگاهی دورتر کلید خورده بود. | null | null | null | |
شرکت در کلاسهای بازیگری علی یداللهی به او در اصلاح حرکت روی استیج کمک کرد و راه را برای بازی در تئاترهای حرفهای خانم آرام قاسمی در فرهنگسرای نیاوران و ارسباران باز نمود؛ تا جایی که در سال ۸۴ همراه با این گروه به جشن خرمای بم دعوت شد. او همچنین در سال ۸۶ همکاری با بخش نابینایان کتابخانه حسینی ارشاد را در زمینه تولید ک... | null | null | null | |
به همین ترتیب، همکاری با کتابخانه گویای برلین (در بخش ویراستاری صوتی) و همکاری با رادیو بامیک به عنوان گوینده نیز از جمله فعالیتهای اوست. سال ۹۱ تصمیم بزرگش را گرفت: زندگی مستقل در تهران؛ خانواده در ابتدا مخالف بودند، اما پایمردی سهیلا و دیدن تواناییهایش، پدر را به تحسین و شکرگزاری واداشت. | null | null | null | |
او با تکیه بر همین تجربه، در دوران کرونا داوطلبانه با پیج «خانواده توانمند» همکاری کرد و پادکستهایی برای آموزش خانوادههای کودکان نابینای دارای باقیمانده بینایی تولید نمود. دنیای صدا و گارد بستهای که گشوده نشد دنیای دوبله و نمایش رادیویی نیز از هنر سهیلا بینصیب نماند. او در سال ۸۴، به همراه عبدالله دادخواه و زندهی... | null | null | null | |
آنها زیر نظر استاد نصرالله مدقالچی چند اثر را دوبله کردند و سپس با زندهیاد همایون ایرانپوی نمایش رادیویی «در تنگنای ماندن» را در خانه هنرمندان و اداره تئاتر، به صورت نمایشنامهخوانی روی صحنه بردند. اما به تعبیر سهیلا، گارد شدید رادیو در برابر ورود نابینایان به کارهای حرفهای و فشارهای ناشی از آن، بیماری قلبی استاد ا... | null | null | null | |
گویندگی در مستند «سمی فناناپذیر» (مهر ۸۵)، صداپیشگی در نقش «فیونا» در انیمیشن سهبعدی «شرک» با مدیریت محمد گلآرا، و انیمیشن «چرخوفلک جادویی» (سال ۹۰) با استاد مدقالچی از دیگر کارهای درخشان اوست. با این حال، کارشکنیهای بهزیستی و وزارت کشور مانع ثبت نهایی انجمن آنها شد؛ چرا که به زعم سهیلا، برای برخی مسئولان قشنگتر ... | null | null | null | |
نبرد با بیماری؛ زنده باد زندگی امروز اما، سهیلا درگیر مهمترین نبرد زندگی خویش است. او دو سال پیش با پدیده تلخ بیماری سرطان مواجه شد. در برابر این شوک بزرگ، او فقط خندید تا روحیه خانوادهاش در زمان مراقبتهای دائم ترک برندارد. توموری که با یک جراحی سنگین در تابستان پارسال، شیمیدرمانیهای مداوم و چکاپهای سهماهه، اگرچ... | null | null | null | |
او این روزها در خانه نشسته، با نرمافزار دوآلینگو (Duolingo) در حال یادگیری زبانهای آلمانی و ایتالیایی است، کارهای دورکاری تدوین انجام میدهد، پیادهروی میکند و از دلخوشیهای کوچک روزانهاش مثل کافهگردی دست نمیکشد. سهیلا با نگاهی واقعبینانه از مشکلات اقتصادی و موانع فرهنگی جامعه میگوید، اما در پایان تأکید میکند:... | null | null | null | |
میخواهم به همه بگویم نیمه خالی لیوان را کنار بگذارید و ببینید امروز چه چیزهایی در دست دارید». این شماره از نسل مانا تقدیم به زنی که روزهایش، حتی در مواجهه با طوفان، پر از شوق زندگی است. پینوشت و دعوت به شنیدن: همراهان عزیز نسل مانا، پیشنهاد میکنیم شنیدن فایل صوتی این مصاحبه پرفرازونشیب و دلنشین را به هیچ وجه از دست ... | null | null | null | |
صمیمانه از سهیلای عزیز تشکر میکنیم که آرشیو این قطعات ارزشمند را در اختیار ما گذاشت؛ همچنین تشکر ویژهای داریم از بانو «مهری اسداللهزاده» که قطعه خاطرهانگیز و نایاب «لالایی» با اجرای گروه کُر زندهیاد محمود رضایی را در اختیار ما قرار دادند تا چاشنی این گفتگو شود. | null | null | null | |
ردپای نابینایان در آثار ادبی ، روایتی از عشق، رنج و نوری که از دل تاریکی میتابد حسین آگاهی برای بسیاری از نابینایان ایرانی، واژه «خوابگاه» تنها نام یک ساختمان نیست؛ بخشی از زندگی است. جایی که برای ادامه تحصیل، ناچار میشوند شهر و خانواده را ترک کنند و سالهایی از کودکی و نوجوانی را دور از خانه بگذرانند. | null | null | null | |
خوابگاه برای بسیاری از آنان، نخستین تجربه استقلال، دلتنگی، دوستی، سختی و ساختن شخصیت است. شاید به همین دلیل، هنگام خواندن رمان «جِین اِیر» نوشته شارلوت برونته، بسیاری از خوانندگان بتوانند با بخشی از زندگی جِین احساس نزدیکی کنند. جِین نیز در کودکی، پس از پشت سر گذاشتن روزهایی تلخ، به مدرسه شبانهروزی لووود فرستاده میشو... | null | null | null | |
لووود تنها محل تحصیل جِین نیست؛ جایی است که شخصیت او شکل میگیرد و میآموزد چگونه در برابر دشواریهای زندگی خم نشود. پس از پایان تحصیل، جِین به عنوان معلم سَرخانه راهی عمارت اسرارآمیز تورنفیلد میشود؛ در آنجا با مردی مرموز، مغرور و در عین حال رنجدیده به نام ادوارد روچستر آشنا میشود. | null | null | null | |
رابطه این دو، یکی از ماندگارترین داستانهای عاشقانه ادبیات جهان را رقم میزند؛ داستانی که در کنار عشق، از صداقت، انتخاب، عزت نفس و وفاداری نیز سخن میگوید. خوشبختانه بخش مهمی از جذابیت این رمان، در گرههای داستانی آن نهفته است و اگر هنوز آن را نخواندهاید، بهتر است خودتان رازهای تورنفیلد را کشف کنید. اما دلیل پرداختن ب... | null | null | null | |
در واپسین بخشهای رمان، حادثهای سرنوشت او را به کلی دگرگون میکند. او هنگام نجات جان دیگران، بینایی خود را از دست میدهد و یکی از دستانش نیز آسیب جدی میبیند. این حادثه، پایان زندگی او نیست؛ بلکه آغاز زندگی تازهای است. شارلوت برونته نابینایی روچستر را صرفاً یک معلولیت جسمی تصویر نمیکند؛ او نشان میدهد انسانی که تا د... | null | null | null | |
روچستر ناچار میشود شیوه دیگری از زندگی را بیاموزد؛ جهانی که در آن صداها، حضور انسانها، اعتماد و همراهی، جای بسیاری از آنچه پیشتر با چشم میدید را میگیرد. در این میان، حضور جِین معنایی تازه پیدا میکند؛ او نه از روی ترحم، بلکه با عشق و انتخابی آگاهانه، در کنار روچستر میمانَد و نقش چشمان او را بر عهده میگیرد. رابطه... | null | null | null | |
برونته با ظرافت نشان میدهد که گاهی انسان، درست زمانی که بخشی از توانایی جسمی خود را از دست میدهد، بینشی تازه نسبت به زندگی، عشق و خویشتن پیدا میکند. اگرچه نویسنده در پایان روزنهای از امید نیز باقی میگذارد، اما آنچه بیش از هر چیز در ذهن خواننده میمانَد، این حقیقت است که دگرگونی واقعی روچستر نه در چشمان او، بلکه در... | null | null | null | |
«جِین اِیر» تنها یک رمان عاشقانه نیست؛ داستان رشد انسانی است که سختیهای زندگی او را نشکست، و همچنین روایت مردی است که پس از نابینایی، معنای دیگری از دیدن را تجربه کرد. شاید به همین دلیل است که این اثر، نزدیک به دو قرن پس از انتشار، همچنان از محبوبترین رمانهای جهان به شمار میرود و شخصیت آقای روچستر یکی از ماندگارتری... | null | null | null | |
علاوه بر عشق و استقلال که از مضامین اصلی این کتاب است، دوراهیهای اخلاقی بسیاری در رمان وجود دارد که راوی همزمان با بازگو کردنشان، ذهن مخاطب را به چالش میکشد. این رمان را نخستین بار رضا رضایی به فارسی ترجمه کرده و نشر نی آن را به چاپ رسانده است. | null | null | null | |
کارآفرین ، کارآفرینی فراتر از محدودیتها داوود خلیلآبادگان یادداشت سردبیر بسیار مفتخریم که از این شماره، با توجه به درخواست مخاطبان گرامی در نظرسنجی سال گذشته، مبنی بر اینکه شرایط اشتغال افراد در ایران نیز بررسی شود، صفحه و ستون جدیدی را با نام «کارآفرین» به ماهنامه اضافه کردهایم. هدف ما در این ستون، پرداختن به مسیره... | null | null | null | |
نویسندگی این ستون را جناب آقای داوود خلیلآبادگان بر عهده دارند؛ کارآفرینی ۵۳ساله، پرتلاش و الهامبخش که با وجود معلولیت بینایی خیلی شدید (آرپی)، کارنامه علمی و عملی درخشانی را رقم زده است. ایشان کارشناس ارشد رشته مشاوره توانبخشی است و پیشینهای ارزشمند شامل ۲۸ سال خدمت در سازمان بهزیستی و ۲۰ سال فعالیت مداوم در عرصه... | null | null | null | |
آقای خلیلآبادگان بنیانگذار یک برند تجاری ۱۸ساله در زمینه طراحی، تولید و صادرات تجهیزات کمک توانبخشی است و با داشتن کارگاهها و نمایندگیهای متعدد در داخل و خارج از کشور، فراز و نشیبهای بیشماری را در دنیای تولید و مدیریت پشت سر گذاشته است. قلم پویا و تجربیات گرانبهای ایشان، بدون شک جانِ تازهای به بخش اقتصادی نشری... | null | null | null | |
برای ایشان در این مسیر آرزوی موفقیت داریم و شما مخاطبان عزیز را به خواندن اولین یادداشت این ستون دعوت میکنیم: به نام دوست که هر چه داریم از اوست با درود به شما مخاطبان گرامی؛ بسیار خرسندم که از این شماره، در ستون «کارآفرین» فرصتی فراهم شده تا با موضوع جذاب و حیاتی اشتغالزایی و کارآفرینی همراه شما عزیزان باشم. | null | null | null | |
انگیزه اصلی من برای طرح این مباحث در این نشریه وزین، پاسخگویی به پرسشهای مکرر دوستانی است که در این سالها با مراجعات حضوری یا تماسهای تلفنی، جویای تجربیات شخصی من در مسیر فعالیتهای اقتصادی، تجاری و اداری بودهاند. امید دارم پرداختن به این موضوعات، جرقهای برای تغییر مثبت در زندگی علاقهمندان و جویندگان کار باشد. ا... | null | null | null | |
الف) کلیات و مفاهیم کارآفرینی ب) شناسایی، معرفی و چگونگی ساماندهی فرصتهای شغلی اکنون گاهِ آن فرا رسیده است که آموختهها و تجربیات زیسته خود را با شما به اشتراک بگذارم؛ با این یادآوری اساسی که آنچه در قالب این سطور تقدیم مینمایم، صرفاً حاصل سبک زندگی، چالشها و تفکرات فردی خودم است و درستی یا نادرستی آن را به قضاوت و ... | null | null | null | |
در شمارههای آینده، قدم به قدم وارد دنیای پر پیچ و خم اما شیرین تولید و تجارت خواهیم شد. با ما همراه باشید. الف؛ کلیات: پُر واضح است که ما آدمیان به منظور کامیابی در هر امری، ناگزیر از داشتن مجموعهای از مهارتها، توانمندیها و لوازم و شرایطی هستیم که موضوع مهم اشتغال نیز از این امور مستثنی نیست؛ بنابراین، برای موفقیت... | null | null | null |
Nasl-e-Mana Clean Persian Speech — corrected 30-second chunks
Corrected, provenance-preserving audio chunks collected from the Nasl-e-Mana magazine website, generated on 2026-08-30. This release supersedes the earlier unreliable proportional-mapping chunk export; that older release was not used here.
Splits
| Split | Rows | Audio | Columns |
|---|---|---|---|
labeled |
4,981 | 41.41 hours | audio, label |
to_transcribe |
11,127 | 92.72 hours | audio |
The labeled split contains the text-linked recordings that passed the text/audio quality gates. These recordings were read by the same female narrator according to the source grouping; narrator identity was not independently verified. The to_transcribe split contains playable audio without labels and may contain additional speakers.
Construction and quality gates
- 1,512 source records were considered; 1,021 were materialized and 491 were excluded.
- Target chunk length was 30 seconds; every exported WAV is at most 45 seconds.
- For
labeled, sentence boundaries were obtained from AvaSanj CTC forced alignment over Negara-G2P phone sequences. Source text is concatenated only from complete aligned sentences; it is not generated or paraphrased. - AvaSanj compact-CER acceptance threshold was 0.15; Shenava long-form windows were used as an additional verification signal.
- For
to_transcribe, boundaries use detected VAD pauses only. Sentence boundaries are not verified because no source text is available. - Short residual tails are retained when merging them would exceed the maximum; therefore some chunks are shorter than the nominal 15-second cut-selection minimum.
- Audio is mono, 16 kHz, PCM WAV and is embedded in Parquet as an
Audiofeature so the Hugging Face Dataset Viewer can play it.
Provenance and limitations
The source website and article authors retain their rights. This dataset does not assert a license for the underlying recordings or texts; users are responsible for obtaining permission and complying with applicable copyright, privacy, and research-use requirements. The text labels are alignment candidates extracted from matching posts, not independently human-verified transcripts. to_transcribe requires ASR transcription before supervised speech training.
The complete construction manifest and summary are included in the repository for auditability.
- Downloads last month
- 256