sentence stringlengths 8 12.2k |
|---|
این یشت در توصیف مهر (ایزد پیمان) است که عاوه بر آن وظیفه حفظ تمامیت سرزمینهای ایرانی را بر عهده دارد و سروَر جنگجوها است. |
بند ۱ در توصیف این خدا و در ذم پیمانشکنها است. |
در این یشت مهر با صفتهایی چون دارای چراگاههای فراخ، دارای هزارگوش، دارای ده هزار چشم و کسی که هرگز خواب به چشمش نمیآید، توصیف شدهاست. |
این ایزد ارتباط نزدیکی با خورشید دارد، بدین گونه که پیش از برآمدن آفتاب، سر برمیآورد (بند ۱۳) و از اینجا است که در ادبیات پهلوی و فارسی مهر به معنی خورشید به کار رفتهاست. |
او گردونهای باشکوه دارد و با آن در همه جا در حرکت است (بند ۶۷ و ۶۸). |
حتی پس از فرورفتن خورشید نیز به زمین میآید و از یک کرانه آن به کرانه دیگر، برای نظارت بر پیمانها حرکت میکند (بند ۹۵). |
در سراسر این یشت بر وفاداری بر عهد و پیمان، اعم از پیمان میان دو کشور، میان زن و شوهر یا میان دو شریک و انباز، تأکید شدهاست. |
مهر در مجازات پیمانشکنها سخت گیر است و در بخشهایی از این یشت خصوصیت جنگ آوری او در مبارزه با پیمانشکنها و دشمنهایش توصیف شدهاست. |
بهرام، ایزد پیروزی، همچون گرازی تیزدندان، در پیش او در حرکت میکند (بند ۷۰ تا ۷۲). |
مهر جنگجویی است که گررز و نیزه و سپر و تازیانه دارد و گردونهای دارد که در آن انواع این گونه سلاحها نهاده شدهاست. |
یشت با ستایش مهر پایان میگیرد (بندهای ۱۳۶ تا 140). |
در این یشت، همچون یشتهای دیگر، تأثیر تلفیق ماهرانه میان اعتقادهای ایرانی قدیم پیش از زرتشت و عقاید زرتشتی را مییابیم (مانند بندهای ۲ و ۳ و ۶ و ۲۰ و ۲۱ و ۵۰ و ۵۱ و ۶۸ و ۷۳ و ۸۹ و ۹۰ و ۱۰۳ و ۱۱۵ و ۱۲۱ و ۱۲۲ و ۱۳۴ و ۱۳۷ تا ۱۳۹). |
مهر یشت از زمره یشتهای کهن و شاید قدیمیترین آنها باشد. |
دارای ۵ کرده و ۲۳ بند در توصیف و ستایش سروش، ایزد نظر و انضباط و شرح قدرت او و ایزدان همکار او، مانند مهر و اَشتاد و اَشی است. |
دارای ۳۸ بند است. |
رَشن ایزد عدالت است و از این رو، در این بند از انواع وَر (=آزمایش دینی) که برای معلوم کردن گناهکار از بی گناه به کار گرفته میشده، سخن رفتهاست. |
دارای ۳۱ کرده و ۱۵۸ بند و در ستایش فرَوَهرها یا فروشیها است، که ارواح نگهبان آدمی بهشمار میروند. |
این یشت مفصلترین یشت است. |
در بندهای ۱ تا ۸۴ به توصیف فروهرها و نقش آنها در تکوین جهان و پاسبانی آنها از موجودات جهان اختصاص دارد. |
در بند ۱۱ به نقش فروهرها در بسته شدن نطفه در زهدان مادر و نقش آنها در حفظ آن تا هنگام تولد اشاره شدهاست. |
بندهای ۴۹ تا ۵۲ متضمن عقیده قدیمی فرود آمده فروهرها در پایان سال به خانههایی است که در هنگام حیات صاحب آن بدان تعلق داشتهاست. |
در بندهای ۴۵ تا ۴۸ و ۶۹ تا ۷۲ به نقش جنگاوری فروهرها و پیروز گردانیدن فرمانروهایی که او را پرستش میکنند، اشاره رفتهاست و در بنههای ۶۵ تا ۶۸ از نقش فروهرها در تقسیم آب و جلوگیری از خشک سالی سخن رفتهاست. |
در بندهای ۳۷ و ۳۸ سخن از جنگهای اولیه ایرانیهای زرتشتی با قبیلههای تورانی در میان است که نشانی از آنها در جای دیگری از اوستا وجود ندارد. |
از صور خیال در خور توجه در این بخش از یشت تشبیه آسمان به پرندهای است که زمین را همانند تخمی دربر گرفتهاست (بند ۲) و نیز تشبیه آسمان به جامه ستاره نشان، که اهوره مزدا آن را در برکردهاست. |
بخش بعدی این یشت به ستایش هفت دسته از فروهرهای قهرمانهای دینی زرتشتی از گیومرث، نمونه نخستین انسان تا سوشیانس اختصاص دارد: فروهر خدایان، گیومرز، زرتشت و میدیوماه (نخستین پیرو زرتشت؛ بندهای ۸۵ تا ۹۵)، فروهرهای نخستین پیروان زرتشت مانند پسرهای زرتشت و گشتاسب و زریر و بستور (۹۶ تا ۱۰۰)، فروهرهای خاندان پوروذاخشتی (بندهای... |
دارای ۲۲ کرده و ۶۴ بند در ستایش بهرام، ایزد پیروزی است. |
بند ۱ تا ۲۷ دربارهٔ جلوه گر شدن بهرام به ده کالبد مختلف است: باد، وَرزا، اسب، شتر، گراز، جوان پانزده ساله، مرغ و ارِغنه (احتمالاً شاهین)، قوج، بُز نر دشتی و مرد جنگجو. |
در خور توجه است که تیشتر نیز به بعضی از این شکلها در میآید (یشت ۸، بند ۱۳، ۱۶ و ۲۰: جوان پانزده ساله، ورزا و اسب). |
فره نیز گاه در بعضی از این کالبدها ظاهر میشود (یشت ۱۹ بند ۳۵: مرغ و ارِغنَه). |
بند ۲۸ تا ۳۳ دربارهٔ بهرهمندی زرتشت از لطف ایزد پیروزی است. |
احتمالاً این بخش از زمره بخشهایی است که حاصل تلفیق اعتقادات پیش از زرتشت و عقاید زرتشتی است. |
در بندهای ۳۴ تا ۴۶ دربارهٔ اثر معجرهآمیز پَرِ مرغ و ارِغنه، که نماد بهرام است، سخن رفتهاست و این بخش از بخشهای قدیمی این یشت است. |
بندهای ۵۷ و ۵۸ دربارهٔ هوم و بندهای ۵۹ تا ۶۳ دربارهٔ قدرت و نیروی بهرام در جنگها است. |
بعضی بخشهای این یشت احتمالاً اقتباس از یشتهای دیگر است؛ مثلاً بند ۱ از بند ۷۰ یشت ۱۰ است. |
از سوی دیگر، مضمون بندهای این یشت در یشتهای دیگر دیده میشود. |
مانند بندهای ۲۸ تا ۳۳ که در بندهای ۶ تا ۱۳ یشت ۱۶ تقلید شدهاست. |
دارای ۱۱ کرده و ۵۷ بند در مدح وَیو (=وای)، ایزد فضا است و تألیف آن متاخر به نظر میرسد. |
در بند ۱ ستایش و تمجید و توصیف این ایزد آمده و در بندههای ۲ تا ۴۱ از کسانی که این ایزد را ستوده و از او درخواست کمک کردهاند مانند اَهورَه مَزدا، هوشنگ، تهمورث، جمشید، ضحاک، فریدون، گرشاسب، کیخسرو، هوتوس (یا هُتوس، همسر گشتاسب)، و دوشیزههای عموماً یاد شدهاست و این بخش شباهت به یشت ۵ دارد. |
بندهای ۴۲ تا ۵۸ دربارهٔ ستایش این ایزد و کارهای اوست و ابهامات بسیار دارد. |
تألیف این یشت متاخر به نظر میرسد، گرچه مطالب آن قدیمی است. |
به نظر کریستنسن بندهای ۱ تا ۵ و نیز بندهای ۳۸ تا ۵۸ تألیف سستی است. |
اما بخشهایی که حاوی ستایش و مدح قهرمانهای قدیم در پیشگاه ویو است (بندهای ۷ تا ۳۷) از دورههای بسیر متاخر نیست. |
دارای ۷ کرده و ۲۰ بند در توصیف و ستایش چیستا است که در این یشت با صفاتی مانند «کسی که به راه نیک رهنمون میشود» و «کسی که به گذرگاه نیک راهبر است» توصیف شدهاست. |
از این توصیفها چنین به نظر میرسد که وی ایزدبانوی راه و سفر بودهاست. |
موهبتهایی نیز که از وی خواسته میشود مانند «گذر از راههای خوب (برای رسیدن به مقصد)»، «راههای خوب در کوهستانها» و «راههای خوب از میان جنگلها» و «گذرگاههای خوب از میان رودخانه» (بند ۳) و «نیرومند پا و شنوایی گوش و قوت بازو» (بند ۷) این نظر را تأیید میکند. |
این ایزدبانو با دین (در اوستا دینا) ارتباط نزدیک دارد. |
هر دو این ایزدبانو هدایت به راه راست را، چه در این جهان و چه در جهان دیگر، بر عهده دارند. |
این احتمال نیز وجود دارد که چیستا به معنی «درخور توجه، آنکه مورد توجه است» در اصل صفت دین (دینا) بودهاست. |
بندهای ۱ تا ۴ به توصیف و ستایش این ایزدبانو اختصاص دارد. |
بندهای ۵تا ۱۳ دربارهٔ ستایش زرتشت از این ایزدبانو است و در بندهای ۱۴ تا ۲۰ سخن از ستایش هووی (همسر زرتشت) روحانیِ به (سفر) دور فرستاده شده و رئیس کشور است. |
به نظر کریستینسن، کوتاهی جملات و سبک انشای خشک دلیل متاخر بودن این یشت است. |
به نظر او بندهای ۷ تا ۱۳ از نظر جوهر شعری تا حدی شبیه به یشتهای کهن است و بندهای ۶ و ۷ با تغییرات مختصری در یشت ۱۴ بندهای ۲۸ تا ۳۳ ملاحظه میشود و شاید تقلیدی از آن باشد. |
دارای ۱۰ کرده و ۶۲ بند و در ستایش اَشی، ایزدبانوی ثروت و برکت است. |
بندهای ۱ تا ۵ در ستایش و معرفی این ایزدبانو و در بندهای ۶ تا ۱۴ از ثروتهای مادی که اَشی میبخشد، سخن رفتهاست. |
بندهای ۱۵ تا ۲۲ دربارهٔ ملاقات زرتشت با اَشی است. |
در بندهای ۳۲ تا ۵۲ سخن از شاههای اساطیری و پهلوانها و شخصیتهایی در میان است که این ایزدبانو را ستودهاند و از او یاری خواستهاند. |
مانند هوشنگ، جمشید، فریدون، ضحاک، هوم، کیخسرو، زرتشت، گشتاسب (بندهای ۳ تا ۳۱ یشت ۹). |
بندهای ۵۳ تا ۶۲ در ستایش اَشی و آیینهای پرستش وی است. |
در بند ۵۳ فهرست کسانی ذکر شدهاست که از نثارهایی که به اَشی هدیه میشود، محروماند. |
در بندهای ۵۵ و ۵۶ به اسطورهای اشاره شدهاست که بر طبق آن اشی در هنگامی که تورانیها او را تعقیب میکردند، خود را در زیر پای گاو و بعد زیر گردن قوچی پنهان کرد، اما پسرهای جوان و دوشیزههای شوی ناکرده جای او را نشان دادند و اَشی از این رفتار گله مند است. |
در بندهای بعد سه گله او از گناهکارها ذکر شدهاست. |
اردیشت از جهت زبانِ توصیفی، غنی است. |
خانههای مردهایی که از لطف اَشی برخوردارند، زنهای آنها که بر بالشهای تزئین شده تکیه زدهاند و مرکبهای این مردها به خوبی توصیف شدهاست. |
دارای ۹ بند است. |
اَشتاد صورت پهلوی اَرشتات اوستایی به معنی «درستی، عدالت» است. |
نام این یشت با مطالب آن مناسب نیست و حتی این واژه در متن این یشت نیامده است. |
بندهای ۱ و ۲ دربارهٔ فره ایرانی و غلبه آن بر دیوهای گوناگون و کشورهای غیر ایرانی است. |
در بندهای ۳ و ۴ و در بند ۸ دعای اهونَوَر ستایش شدهاست و یشت با ستایش مجدد فره ایرانی پایان میپذیرد. |
دارای ۱۵ کرده و ۹۶ بند است و به دو بخش اصلی تقسیم میشود: بندهای ۱ تا ۸ فهرستی از کوههای سرزمین ایران است و بندهای ۹ تا ۹۶ ستایش فره (در اوستا خورنَه) است؛ بنابراین، این یشت پیش از آن که مربوط به زمین (در اوستا زَم) باشد، مربوط به فره است. |
در بندههای ۹ تا ۱۳ فره اهوره مزدا ستوده شده که به کمک آن آفریدگان خوب را آفریدهاست و تا پایان جهان آنها را نگاه میدارد. |
در بندهای ۱۴ تا ۲۰ فره امشاسپندان ستوده شدهاست. |
بندهای ۲۱ تا ۲۴ به ستایش فره ایزدان و منجیان بشر اختصاص دارد. |
بندهای ۲۵ تا ۷۷ اختصاص به فره شاهها و قهرمانهای اساطیری و اعمال آنان دارد. |
در این قسمت از هوشنگ (پادشاهی او بر هفت کشور جهان و برانداخت دو سوم دیوها)، تهمورث (چیرگی او بر دیوها و مردمها و جادوگرها و پریها، درآوردن اهریمن به پیکر اسب و سوار شدن بر او به مدت سی سال) سخن رفتهاست. |
در مورد جمشید، به تفضیل بیشتری سخن رفتهاست: او بر هفت کشور زمین فرمانروا بود، هم نیکبختی و هم شهرت، هم گله و هم رمه و هم حرمت را از دیوها برگرف، در دوران پادشاهی او خوردنیها کاهش نمییافت، چهارپاها و مردمها نمیمردند و گیاهها خشک نمیشدند، در آن هنگام سرما و گرما و پیری و مرگ و رشک وجود نداشت و این پیش از آن بود که... |
پس از آن، فره به صورت مرغی از پیش او به بیرون شتافت (بندهای ۳۰ تا ۳۴). |
به دنبال آن آمدهاست که فره سه بار به صورت مرغ و ارغنه درآمد. |
بار نخست ایزدمهر و بارد دوم فریدون (شکست دهنده ضحاک) آن را به دست آوردند. |
بار سوم آن را گرشاسب تصاحب کرد. |
از قهرمانیهای گرشاسب و اژدهاهایی که کشته، به تفضیل سخن رفتهاست و متن خصوصیات حماسی دارد (۳۵ تا ۴۴). |
آنگاه شرح ستیز سپند مینو و اهریمن بر سر به دست آوردن فره آمدهاست.. |
هر یک از این دو، پیکهای خویش را فرستادند: یپندمینو بهمن و اردیبهشت (دو تن از امشاسپندان) و آتش را فرستاد و اهریمن، اَکومن و خشم و ضحاک و سپیتور (ارهکننده جمشید) را روانه کرد. |
سرانجام، آتش توانست ضحاک را پس براند و فره از مهلکه گریخت و به دریای فراخکرد جست و اَپام نپات، ایزد آبها، توانست آنها را به دست آورد (۴۵ تا ۵۱). |
بندهای ۵۲ و ۵۳ در ستایش این ایزد است. |
در بندهای ۵۲ تا ۵۴ از موهبتهایی سخن رفتهاست که کسی که فره با او باشد، به دست میآورد. |
بندهای ۵۵ تا ۶۴ شرح کوشش افراسیاب برای به دست آوردن فره است. |
بدین منظور او سه بار بره شده و به دریای فراخکرد رفت ولی هر سه بار ناموفق بود و ناسزاگویان از آن دریا بیرون آمد. |
در بندهای ۶۵ تا ۶۹ ظاهراً از فره رودخانه هیرمند (یا به تعبیری فره سوشیانس) سخن رفتهاست و در بندهای ۷۰ تا ۷۷ از فره کیفباد و کی اَپیوه و کی کاووس و کی پشین و کی بیارش و سیاوش و کی خسرو یاد شدهاست. |
در بندهای ۷۸ تا ۸۲ از فره زرتشت و در بندهای ۸۳ تا ۸۷ از فره گشتاسب و در بندهای ۷۸ تا ۸۲ از فره زرتشت و در بندهای ۸۳ تا ۸۷ از فره گشتاسب و در بندهای ۸۸ تا ۹۰ از فره سوشیانس سخن در میان است و در دو بند اخیر توصیفی از پایان جهان و فرشگرد (=کامل شدن جهان در پایان آن) شدهاست. |
بندهای ۹۱ تا ۹۶ به اَستوت ارته که همان سوشیانس یا آخرین منجی است؛ و ظهور او از دریای کانسه در سیستان و پیروز نیروهای خیر بر شر اختصاص دارد. |
زامیاد یشت از زمره یشتهای بزرگ قدیمی است، که در جای جای آن زبان شاعرانه و حماسی ملاحظه میشود، گرچه در متن آن تصحیفات بسیار راه یافته و گاه متن را دشوار کردهاست. |
این یشت با سیستان ارتباط بسیار دارد. |
ذکر قهرمانی گشاسب به تفضیل، برشمردن رودها و دریاچهها و کوههای این ناحیه و ظهور سوشانس از آنجا، دال بر صحت این نظر است. |
احتمالاً تدیون نهایی این یشت در سیستان بودهاست. |
دارای ۲ بند در ستایش هوم است. |
یسن نهم را نیز در حقیقت میتوان یشت خاص هوم بهشمار آورد. |
دارای ۱ بند در ستایش ستاره وَنَند یا نَسر واقع است، که از همکاران تیشتر بهشمار میرود. |
متنی است مشتمل بر هشت فرگرد و ۶۵ بند است. |
در این متن زرتشت چکیده از اصول دین خود را به گشتاسب میآموزد، به همان شیوهای که اهوره مزدا در فرگرد نوزدهم وندیداد چنین اصولی را برای زرتشت بیان میداد. |
در این یشت قطعاتی از وندیداد، که غالباً از جهت دستوری پُر از غلط است، نقل گردیدهاست. |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.