source stringclasses 3
values | title stringlengths 1 91 | text stringlengths 40 162k |
|---|---|---|
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/آزمون درس اول تا هفتم | مثال: (تو) مریض نیستی.
۱. (———————————) گرسنه نیستند.
۲. (———————————) خوشحالند.
۳. (———————————) در خانه نیست.
۴. (———————————) دیروز در خانه بودیم.
۵. (———————————) حاضرَم.
۶. (———————————) کجایی؟
مثال: آنها ایرانی (هستند).
۷. الآن ایشان در منزلِ ما (———————————).
۸. شما دانشج... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس یک |
در زبان فارسی ضمیر اول شخص، دوم شخص، سوم شخص بصورت مفرد و جمع وجود دارد. هَستَم اول شخص مفرد زمان حال فعل بودن است و با to be در زبان انگلیسی مطابقت دارد. اَست سوم شخص مفرد زمان حال فعل بودن است و با is در زمان انگلیسی مطابقت دارد.
موارد استفاده از فعل بودن:
۱. به معنای وجود داشتن
مَن اینجا هَستَم.
۲. برای معرفی اشخ... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/فهرست | فهرست
فهرستِ مطالب
درس ۱ .
جملههایِ ساده
درس ۲.
ضمیرِ شخصیِ منفصل
فعل بودن در زمانِ حال
کلمهٌ ربطیِ هم
درس ۳.
فعل بودن در زمانِ حال بصورتِ منفی
ساعت
کلمهٔ ربطیِ وَ، وُ
درس ۴.
زمانِ گذشتهٔ فعلِ بودن
صفتِ ساده
کلمههای ربطی ولی، اما
درس ۵.
اِضافِه
کلمهٔ ربطیِ یا... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/آزمون درس هشتم تا چهاردهم | برایِ داخلِ پرانتز یک حرفِ اضافهٔ مناسب انتخاب کنید.
به - با - از - در
۱. لطفاً یک لیوان آب (———————————) من بدهید.
۲. من (———————————) صبح تا الان منتظرِ او هستم.
۳. امروز شاید (———————————) تاکسی تلفنی به خانهٔ دوستم بروم.
۴. من الان (———————————) هتل لالهام.
۵. بفرمائید، (——... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس چهار |
در زبان فارسی تمامی افعال با (ān) ختم میشود.
هَستَم، هَستی، اَست، هَستیم، هستید، هستند فاقد مصدر در زمان حال است ولی مصدر آن در زمان گذشته بودَن(būdan:) است که با <to be> در زبان انگلیسی برابر است.
منفی: نَبودَم، نَبودی، نَبود، نَبودیم، نَبودید، نَبودَند
کلمات این و آن اگر با اسم همراه نباشند و تنها بیایند، ضم... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس شش |
کِتابِ مَن م + کِتابَ = کِتابَم
کِتابِ تُو ت + کِتابَ = کِتابَت
کِتابِ او ش + کِتابَ = کِتابَش
کِتابِ مَا مان + کِتابِ = کِتابِمان
کِتابِ شُما تان + کِتابِ = کِتابِتان
کِتابِ آنها شان + کِتابِ = کِتابِشان
خواهَرِ بُزرگِ مَن = خواهَرِ بُزرگَم
در صورتیکه واژه به (ه غیر ملفوظ) و (ی) پایان یاب... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس هفت | میتوان از هَستَم، هَستی، اَست، هَستیم، هَستید، هَستَند، «هست» را حذف کرد و آن را بصورت مخفف بکار برد.
مَریض هَستَم = مَریضَم
دَر شِرکَت هَستَم = دَر شِرکَتَم
حاضِر هَستَند = حاضِرَند
مُنتَظِر هَستَم = مُنتَظِرَم
فعل ربطی متصل اگر بعد از مصوت قرار گیرد طبق قانون مصوتها، بین مصوت قبل از فعل متصل و مصوت خود فعل، صامتی می... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس پنج | در حالت اِضافِه کسرهٔ اضافه یا یِ به آخر واژه اضافه شده و بدین صورت دو اسم یا یک اسم و یک صفت به هم متصل میشوند.
موارد کاربرد:
۱. برای نشان دادن مالکیت «کِتابِ مَن»
۲. برای ربط دادن یک صفت به اسم «کِتابِ جالِب»
۳. برای نشان دادن اختصاص «میزِ اُتاق»
۴. برای نشان دادن جنس «ساعَتِ طَلا»
۵. هنگامیکه خانُمو یا آقا ... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس هشت | ماضی ساده انجام گرفتن کاری یا بودن حالتی را در زمان گذشته به طور مطلق و بی توجّه به نزدیکی و دوری زمان و بی مفهوم استمرار و تکرار و التزام و جزء آن میرساند.
به شکل منفی:نَرَفتَم، نَرَفتی، نَرَفت، نَرَفتیم، نَرَفتید، نَرَفتَند
مثبت می + رَفتَم = می رَفتَم
منفینِمی + رَفتَم = نِمی رَفتَم
نکته :در مورد فعل داشت... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس ده | در دو جملهٔ «آرش آمد.» «آرش آن خانه را خرید.» «آرش» فاعل است. در جملهٔ اول «آمدن» و در جملهٔ دوم خریدن از او سر زده است. در جملهٔ اول مفعولی نیست و معنی جمله بی مفعول کامل است. در جملهٔ دوم مفعولی وجود دارد و بی آن معنی جمله کامل نیست. اگر مفعول یعنی آن خانه و نشانهٔ آن «را» را از جمله حذف کنیم، جمله معنی کامل خود را ا... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس دوازده | «هوا سرد است.» در این جمله است فقط برای اثبات نسبت به کار رفته است و صفت سرد معنی آن را کامل می کند.
معروفترین فعل های ربطی عبارتند از فعل بودن، شدن، گشتن، گردیدن، دو فعل اخیر یعنی گشتن و گردیدن وقتی فعل ریطی به شمار می روند که به معنی شدن به کار روند.
اسمی که صفت شمارشی یعنی عدد، شماره یا ترتیب آن را بیان می کند «معد... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس سیزده | بروم، برو، برود، برویم، بروید، بروند
نمونهٔ جمله.
۱. سؤالِ یک را بخوان.
۲. بفرمائید بنشینید.
۳. لطفاً چند دقیقه اینجا منتظرباشید.
۴. این هفته هوا خیلی سرد بود با این حال ما این هفته هم به کوه رفتیم.
تمرین ۱.
شکلِ مناسبِ فعل را داخلِ پرانتز بنویسید.
مثال: لطفاً این لباس را برایِ من... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس چهارده | خواندَن - خوان
منفی
نمونهٔ جمله.
۱. من باید تاساعتِ دو به بانک بروم.
۲. نباید اینجا عکس بگیرید.
۳. شاید آقا و خانمِ سینایی به دنبالِ ما بیایند.
۴. شاید روزِ دوشنبه من به کلاس نیایم.
۵. بهتر بود رنگِ سفید را میخریدم.
۶. باید اوّل قیمت را میپرسیدی.
تمرین ۱.
مثال: ما باید برایِ خانمِ مینایی یک ... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس نه | جمع آنست که نشانهٔ خاصی دارد و بر بیش از یک فرد دلالت میکند. در فارسی نشانههای جمع که به آخر اسمهای عام و صفات جانشینین اسم میچسبد، یکی (ان) و دیگر(ها) است. (ان) بیشتر برای جمع انسان و جانداران و(ها) بیشتر برای بی جانها و اسمهای معنی است:
کِتاب + ها = کِتابها
خانُم + آن = خانُمان
در زبان امروز استعمال آن رو بکاهش ا... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس دو | #تغییر_مسیر
مَن دانِشجو هَستَم.
تُو دانِشجو هَستی.
او دانِشجو اَست.
ما دانِشجو هَستیم.
شُما دانشجو هَستید.
آنها (ایشان)دانِشجو هَستَند.
در زبان فارسی ضمایر شخصی با مفرد یا جمع بودن اسم مطابقت دارد. دو مورد زیر استثناء هستند.
۱. اگر اسم اشیاء باشد حتی در صورت جمع بودن شی ممکن ا... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس سه | برای منفی کردن هَستَم، هَستی، هَست (اَست)، هَستیم، هَستید، هَستنَد بجای ha، در اول کلمه nī بکار برده میشود:
نیستَم، نیستی، نیَست، نیستیم، نیستید، نیستنَد
مَن مُعَلّم نیستَم.
در جملهٔ «آن چیست؟» آن ān اشاره است. معمولاً این و آن برای اشاره به انسان بکار برده نمیشود.
ساعَت یِک وُ نیم اَست.
او اَست = اوست
کُجا اَست =کُج... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/الفبا | آ.
آ
= ب =
ب
= پ =
پ
= ت =
ت
= ث =
ث
= ج =
ج
= چ =
چ
= ح =
ح
= خ =
خ
= د =
د
= ذ =
ذ
= ر =
ر
= ز =
ز
= ژ =
ژ
= س =
س
= ش =
ش
= ص =
ص
= ض =
ض
= ط =
ط
= ظ =
ظ
= ع =
ع
= غ =
غ
= ف =
ف
= ق =
ق
= ک =
ک
= گ =
گ
= ل =
ل
= م =
م
= ن =
ن
= و =
و
= ه =
ه
= ی =
ی
= هَمزِه =
ء |
fawikibooks | پندنامه ویکی | این اثر با همکاری کاربران تکمیل میشود.
پندنامه، ویکی کتابی است دارای پند و اندرزهای کاربردی که مناسب شرایط اجتماعی قرن بیست و یکم میباشد. در این کتاب به بعضی از مشکلاتی میپردازیم که مردم در جامعه با آنها مواجه میشوند و مهمتر اینکه برای هر مشکلی راهحلی مفید به شما پیشنهاد میکنیم.
در زیر پستها گاه شاهد هستیم کارب... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/جواب تمرینها | درس یک.
تمرین ۱ - سؤال ۵–۱ (من) ـ (هستم)
تمرین ۲ - سؤال ۵–۱ (من) ـ (هستم)
تمرین ۳ - سؤال ۱. لیلا خانم ۲. آرَش آقا ۳. هومَن آقا ۴. سارا خانم ۵. فرشته خانم
تمرین ۴ - سؤال ۱. (ایرانی)(است) ۲. (ژاپنی)(هستم) ۳. (کارمند)(است) ۴. (راننده)(است) ۵. (انگلیسی)(هستم)
تمرین ۵ - سؤال ۱. (سه) ۲. (دُو) ۳. (پنج) ۴. (چهار) ۵. (شش)
تمرین... |
fawikibooks | راهنمای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان/درس یازده | مُضارع اِخباری یا حال اِخباری
ریشه فعل مضارع با ریشه فعل ماضی تفاوت داشته و دارای قاعدهای یکسان نیست. باید ریشه هر فعل را جداگانه یاد گرفت.
ضمیر شخصی فاعلی در زمان حال با زمان گذشته یکسان است فقط در مورد سوم شخص مفرد به ریشه فعل 「-ad) 」اضافه شده و استفاده میشود.
در زمان حال به شکل مثبت قبل از ریشه فعل زمان حال، (می) ... |
fawikibooks | پندنامه ویکی/کار کردن زنان | بسیاری از زنان به کار کردن علاقه دارند با این حال خطرات بسیاری زنان شاغل را تهدید میکند:
در ایران یکی از راههای کمتر کردن بیکاری در میان زنان این است که تنوع شغلی بانوان را افزایش دهیم. علاوه بر منشی و صندوقدار دختران و زنان تواناییهای دیگری نیز دارند.
در سال ۲۰۲۳ به کلودیا گلدن برای «تلاشهایش در گسترش درک جهان از... |
fawikibooks | جایگاه زبان فارسی در افغانستان | زبان فارسی یک زبان غنی و پویاست، نکته مهم تر این است که آنهایی که صاحب ذوق و اطلاع هستند و به باریکی های زبان ورود خوب دارند و مسلط هستند، می توانند هر روز با اثری که تولید می کنند، شعری که می سرایند، داستانی که می نویسند، به مجموعه واژگانی زبان بیفزایند.
افغانستان قریب به سیصد سال است که در سیطره پادشاهان و حاکمان پشت... |
fawikibooks | جایگاه زبان فارسی در افغانستان/تاریخچه زبان فارسی در افغانستان | <!-- در این صفحهناد موجودیکه بدسترس ما قرار دارد در کنار زبانهای محلی دیگر زبان دری فارسی قبل از ورود اسلام در سرزمین هائیکه امروز بنام افغانستان یاد میگردد تکلم گردیده و با آمدن اسلام نه اینکه از شکوفائی این زبان کاسته نگردیده بلکه همدوش زبان عربی این زبان هم در نشر و پخش اسلام نقش اساسی را بدوش داشته و بعنوان زبا... |
fawikibooks | جایگاه زبان فارسی در افغانستان/استفاده از واژههای فارسی ایرانی | <!-- در این صفحهان و خط فارسی، بیشترین امكانات و ظرفیتها برای ارتباط فرهنگی دو كشور بهطور بالقوه و بالفعل وجود دارد، چون افغانستان تنها كشوری در جهان است كه محصولات فرهنگی ایران، بدون ترجمه یا حتی برگردان كردن خط، در آنجا قابل استفاده است .
اگر بند اخیر ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان را چنین تفسیر نماییم که ب... |
fawikibooks | جایگاه زبان فارسی در افغانستان/نامهای رایج زنان در افغانستان | <!-- در این صفحهان در افغانستان
امیر حسین اکبری شالچی
این بخشی از نامنامه بزرگی است. چون تا کنون در این باره پژوهشی نشده، بخش هایی از آن را در اینجا پیشکش می کنم:
آتیَه
آخِرَه
ادیبَه
ارجُمند
آرزو
آریان
آریانا
آریَن
آزیتا
اَسما
آسِمایی
اَسینَه/ حَسینَه
آسیَه
آصفَه
اِفتِمام
اقلیما
اَکیلا
آلا/ هالا
اَلکا
الماس
الهه/ ال... |
fawikibooks | جایگاه زبان فارسی در افغانستان/آیا دری و فارسی دو زبان است؟ | <!-- در این صفحهاساسى افغانستان در سال ۱۳۴۳ شمسى، زبان گفتارى و ديوانى (به جز زبان پشتو و ازبكى و امثال آنها ) به نام زبان فارسى ياد مى گرديد.
در كتاب هاى مكاتب دولتى نيز كتابى به نام "مضمون فارسى"در مكاتب تدريس مى گرديد و عامه ى مردم اكثرا لفظ درى را نشنيده بودند و سخن خود را فارسى مى ناميدند. براى نخستين بار در قا... |
fawikibooks | آموزش زبان گیلکی/الفبا | الفبای گیلکی دارای ۳۳ حرف است که مجموعهای از تلفیق و آمیزش آنچه پاینده لنگرودی در کتاب "فرهنگ گیل و دیلم" خود آورد و بعد از آن، تأثیر بسیار زیادی که مجله گیلهوا بر آثار مکتوب گیلکی گذاشت و در نهایت خط پیشنهادی گيلکی که به صورت منسجم و کامل اولین بار در سایت ورگ منتشر شد.
سامانۀ نوشتاری این خط همچون کردی و فارسی و... ... |
fawikibooks | آموزش زبان گیلکی/اصوات | واکههای زبان گیلکی.
زبان گیلکی شامل ۱۱ واکه به شکل زیر میباشد:
همخوانهای زبان گیلکی.
همخوانهای زبان گیلکی با فارسی یکی است با اینحال از نظر واجشناسی تفاوتهایی دارند اگرچه تفاوت در حدی نیست که در صورت استفاده از آنها در زبان مقابل معانی واژگان تغییر یابد با این وجود برخی همخوانها مانند آوای "k"، "g" و "q" در این... |
fawikibooks | آموزش زبان گیلکی/مقدمه | زبان گیلکی از گروه زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی است که زبان مادری بخشی از مردم استان گیلان و جوامع کوچکتری در استانهای مجاور، از جمله استانهای مازندران، زنجان، قزوین و نیز استان تهران است.
گیلکی در محدوده استان گیلان از شرق با گویشوران زبان مازندرانی و از غرب با گویشوران زبان تالشی و از جنوب با گویشوران تاتی همجوار اس... |
fawikibooks | آموزش زبان گیلکی/واژهشناسی | واژگان زبان گیلکی از ریشه ایرانی هستند و با سایر زبانهای ایرانی در این زمینه مشابهت دارد. همبستگی واژگانی میان گیلکی و سایر زبانهای شمال غربی ایرانی به ویژه زبان مازندرانی، تالشی، کردی و بلوچی بیشتر است. با این وجود واژههای دخیل فارسی و اصطلاحات روزمره فارسی در این زبان کاملاً مشخص است. در زبان گیلکی مانند فارسی تحل... |
fawikibooks | ویکیمدرسه/ادبیات فارسی ۲ پایه یازدهم | معنی شعر درس اول فارسی دهم.
گشت یكی چشمه ز سنگی جدا غلغله زن ، چهره نما ، تیز پا
قلمرو فکری :چشمه ای پرخروش و مغرور و شتابان از زیر سنگ به جریان افتاد.
قلمرو ادبی :چهره نما :کنایه از عبور کردن با غرور و تفاخر
قلمرو زبانی : چهره نما : خود نما
گه به دهان بر زده كف چون صدف گاه چو تیری كه رود بر هدف
قلمرو فکری : گاهی کفی چ... |
fawikibooks | آموزش زبان فارسی باستان/مقدمه | اولین نشانههای زبان فارسی (پارسی) باستانی را در سنگ نوشتههای بیستون میتوان دید که قدمت آن به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح (۵۰۰ پ م) بر میگردد. این سنگ نوشتهها به دستور داریوش پادشاه هخامنشی ایجاد شدند. زبان فارسی باستان در زمان هخامنشیان به خطهای میخی و آرامی نوشته میشد اما فارسی امروزین که از آن به وجود آمده ... |
fawikibooks | آموزش زبان فارسی باستان/دستور | جنس و شمار.
در این زبان سه جنس مذکر و مؤنث و خنثی و سه شمار، مفرد و مثنی و جمع هست و کلمه با توجه به نقش نحوی آن صرف میشود.
شمار در زبان فارسی باستان با زبانهای میانه و نو ایرانی متفاوت است. به این معنی که به جز دو شمار مفرد و جمع یک شمار دیگر یعنی مثنی نیز دارد. حالت مثنی در فارسی باستان بر دو نفر دلالت میکند. شما... |
fawikibooks | آموزش زبان فارسی باستان/چند جمله | مثال ۱.
کارَ هَیَ مَنا اَوَم کارم تَیَم همیچیَم اَجَ.
کارَ: سپاه
هیَ: که
منا: از آنِ من
اوم: آن
تیم: که
همیچیم: نافرمانی کرد
اَجَ: زد
معنی جمله
سپاه که از آن من بود آن سپاه را که نافرمانی کرد، زد.
مثال ۲.
نَج شکاوثیم نَج تونووانتَم زورَ اَکونَوَم.
نج: نه
شکاوثیم: ضعیف
تونووانتم: توانا، قوی
اکونوم: کردم
معنی جمله
نه ضعی... |
fawikibooks | آموزش زبان فارسی باستان/آشنایی بیشتر | دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر در سال ۱۳۸۳ بهعنوان نخستین دانشگاه در منطقۀ جنوب ایران با ایجاد رشته تحصیلی زبانهای باستانی، زمینهساز تحصیل علاقهمندان در این رشته شد، هرچند اکنون با کاهش دانشجو مواجه شده است. تحصیل در رشتۀ زبانهای باستانی، اساس شناخت زبان فارسی و ادبیات غنی آن و نیز گویشهای ایرانی است، بهعنوان م... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/پرسشی از روی کنجکاوی | نویسنده: عباس جوادی
پرسشی از روی کنجکاوی.
عباس جوادی - همان طور که بسیاری از زبانهای باستانی مرده و جای خود را به زبانهای دیگر دادهاند، روزی هم خواهد رسید که بسیاری از زبانهای زنده کنونی از بین رفته جای خود را به زبانهای دیگری خواهند سپرد...
در این سلسله مقالات به آغاز و نطفههای اولیه زبانها یعنی خانوادههای زبا... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/مهاجرت | منابع و تعاریف.
اطلسهای تاریخی زیادند. اطلسهای تاریخی که ایران و منطقه خاورمیانه همراه با آسیای میانه، آسیای صغیر، میانرودان (بینالنهرین)، حوزه مدیترانه و منطقه خلیج فارس را نشان دهند هم کم نیستند. اما متاسفانه اطلسهای تاریخ زبانها فوقالعاده کم هستند. در بعضی کشورهای پیشرفته، موسسات مختلف در مورد زبانهای خود این... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/هندواروپاییها | هند و اروپائیها و دیگران.
امروزه گمانه زنی بسیاری از دانشمندان رشتههای مرتبط با تاریخ زبانها بر آن است که چون سرچشمه پیدایش «انسان هوشمند» حدوداً دو میلیون سال پیش یکی بوده و آن هم احتمالاً در شاخ آفریقا آغاز شده و از آنجا از طریق کوچهای ابتدائی به آسیا و قارههای دیگر گسترش یافته، احتمالاً ریشه همه زبانها یکی بود... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/زبانهای ایرانی | آغاز ایران و زبانهای ایرانی.
کوچها و مهاجرت همه قبایل از جمله قبایل هند و اروپایی قبل از آن تاریخ هم وجود داشت، بعد از آن تاریخ هم.
مانند کوچ هر قبیله، در جریان کوچها هر طایفه با طوایف دیگر متحد و یا دشمن میشد، جنگ و یا صلح میکرد، ائتلافها و زد و خوردها، هجوم، غارت، حتی کشتار و یا آشتی و دورههای صلح و فاصله دادن... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/فارسی پیش از اسلام | مراحل تاریخی زبان فارسی.
اکثر زبانشناسان و مورخین توافق نظر دارند که فارسی سه مرحله فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی معاصر دارد:
یکم فارسی باستان (یکی اوستایی که مخصوص موبدان زرتشتی و متون مذهبی بوده و دیگری آن گونه فارسی که از دوره هخامنشی به بعد بر اساس گویش منطقه پارس و با التقاط با فارسی شرقی و یا پارتی و فارسی غ... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/فارسی پس از اسلام | زبانهای سهگانه شرق مسلمان.
در بسیاری کتابهای تاریخ و تذکرهها، سه زبان اصلی دنیای اسلام یعنی عربی، فارسی و ترکی را «السنه ثلاثه» یعنی زبانهای سهگانه نامیدهاند. بعد از اسلام این سه زبان و فرهنگ بقدری با هم آمیختند که امروزه تفکیک آنها غیر ممکن است.
ما بطور خلاصه به سرگذشت هرکدام از این زبانها و مناسبات متقابل آن... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/عربی و ترکی | عربی و گسترش آن.
اولین نشانههای زبان عربی و یا باصطلاح «پروتو عربی» در جنوب شبه جزیره عربستان یعنی یمن کنونی پیدا شده است که الفباهای ابتدایی خود را داشتند و بعدها از بین رفتند. عربی کنونی تنها لهجه باقیمانده اما رایج زبانهای شمال شبه جزیره عربستان است که در دوره باستان وجود داشتند. عربی معاصر صد سال پیش از اسلام قوا... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/سال هزار میلادی تا کنون | سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰.
فارسی، عربی، ترکی
آخرین نقشهای که در این نوشتهها نشان دادیم مربوط به سال ۱۰۷۱ میلادی بود – زمانی که ترکان سلجوقی وارد بیزانس شدند. در عرض کمتر از ۴۰۰ سال ترکها بتدریج بیزانس و پایتخت آن یعنی قسطنطنیه را گرفتند و آن را با نام «استانبول» پایتخت خود کردند. این در سال ۱۴۵۳ اتفاق افتاد. بعضیها فتح ... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/زبانهای کوچک و بزرگ | زبانهای کوچک و بزرگ.
طوری که در بخشهای گذشته هم دیدیم، روند پیدایش و تثبیت زبانها معمولاً (اگرچه نه همیشه) از درون لهجههای موجود زبانها بر میاید. یعنی یک یا دو لهجه با تأثیرات متقابل با دیگر لهجهها طی مدتی طولانی تبدیل به زبان استاندارد و یا معیار میشود. در این رهگذر برخی از لهجههای دیگر در سطح محلی و محاورهای... |
fawikibooks | سرگذشت زبانها/منابع | منابع.
آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد: زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، تهران ۱۳۸۰، ص ۱۳-۱۴
Aubin, Jean: Le Temoignage d’Ebn-e Bazzaz sur la Turquisation de l’Azerbaydjan, in Ch. -H. de Fouchécour and Ph. Gignoux, eds. , Études Indo-Aryennes offertes à Gilbert Lazard, Paris, 1989
خلاصه فارسی رساله ژان اوبن در این مقاله: جوا... |
fawiki | واژهشناسی | واژهشناسی بررسی و شناخت اجزای یک واژه، مانند تکواژها و وندها و پسوندهای تصریفی است. واژهشناسی به تحلیل و درک چگونگی شکلگیری، تغییر و استفاده از واژگان در زبان میپردازد و از این رو، تفاوتهای بین واژگان مترادف، همریشه و متضاد را بررسی میکند.
منابع
البرزی، امیرحسین البرزی. تجزیه و تحلیل ریشهشناسی واژههای ا... |
fawiki | زبان | زَبان یک نظام ساختارمند برای برقراری ارتباط است. ساختار یک زبان، دستور زبان و اجزای آزاد آن، واژگان آن است. زبانها، ابزار اصلی ارتباط انسانها به حساب میآیند و میتوانند از راه گفتار، نشانه یا نوشتار، منتقل شوند. بسیاری از زبانها، از جمله زبانهای رایج دنیا، سامانههای نوشتاری دارند که امکان ضبط صداها یا نشانهها را... |
fawiki | زبان فارسی در ازبکستان | زبان فارسی در ازبکستان دیرینگی بسیار دارد. پس از اسلام خاور سرزمین بزرگی که تحت فرمانروایی ساسانیان بود، گهوارهٔ نخستین جنبشهای ملیگرای ایران شد و همین موضوع به نحوی سمرقند را به زادگاه زبان و شعر فارسی ناموَر کرد. چنانکه پدر شعر فارسی در همین سرزمین دیده به جهان گشود و بعدها حتی در دورهٔ چیرگی حکومتها و امارتهای ... |
fawiki | زبانشناسی | زبانشناسی علمی است که به مطالعه و بررسی روشمند زبان میپردازد. در واقع، زبانشناسی میکوشد تا به پرسشهایی بنیادین در مورد زبان پاسخ گوید.
زبانشناسی به مفهوم جدیدش علمی نسبتاً نوپا است که قدمتی کموبیش صدساله دارد؛ اما مطالعات تخصصی دربارهٔ زبان، به چند قرن پیش از میلاد بازمیگردد، یعنی زمانی که پانینی قواعدی برای ... |
fawiki | فعل | فعل یا کارواژه واژه یا گروه واژگانی هستند که روی دادن امری، یا واقع شدن حالتی را در یکی از زمان های(گذشته،حال،آینده) به شخص نسبت می دهند.
فعل به بخشی از جمله گفته میشود که نشان دهنده کار انجام شده یا یک رویداد یا یک حالت باشد. (مانند: است، شد، خواند، برد، بود).
فعل همیشه مهمترین(هسته)بخش جمله است.
هر فعل در زبان فا... |
fawiki | نماد | نَماد یا سَمبُل کلمهای است که معانی مختلفی دارد. نمادها در معنای حقیقی آن زندگی بشر را آکندهاند، به گونهای که هیچ بخشی از زندگی انسان خالی از آن نیست. نماد کلمهای است که معنایی فراتر یا غیر از لفظ خود را القا میکند.محمد رضا نظری دارکولی، راهنمای داستاننویسی، انتشارات آریابان، شابک: ۷-۵۶-۷۱۹۶-۹۶۴-۹۷۸ نماد نشانها... |
fawiki | وامواژه | وامواژه (به انگلیسی: loanword) به واژهای گفته میشود که از یک زبان یا گویش دیگر به زبانی وارد شده باشد. به وامواژه، واژۀ دخیل، واژۀ عاریتی و واژۀ قرضی نیز گفته میشود. به فرایند وارد کردن عناصر واژگانی از زبانهای دیگر نیز وامگیری گفته میشود.شقاقی، ۱۳۸۹، ص۱۲۷
بهطور کلی فرایند وامگیری به دو شیوه است:
وامگیری ... |
fawiki | خانواده زبانی | خانواده زبانی به دستهای از زبانهای مشتقشده از نیایی مشترک گفته میشود. زبانهای قرار گرفته در خانواده مشترک میبایست در شمار قابل توجهی از ویژگیهای واجشناسی، ریختشناسی و دستور مشترک باشند.
در زبانشناسی، مفهوم و موضوع خانوادههای زبانی از آنجا سرچشمه میگیرد، که همچون همهٔ اشیاء، پدیدهها و فرآیندهای پیچیده زبان... |
fawiki | زبانهای ایرانی | زبانهای ایرانی ، یکی از زیرشاخههای زبانهای هندوایرانی از خانواده بزرگ زبانهای هندواروپایی است و توسط مردمان ایرانی، گویش میشود. زبانهای ایرانی به چهار دوره پیشا ایرانی، ایرانی باستان، ایرانی میانه و ایرانی نو دستهبندی میشوند. منظور از اصطلاح زبانهای ایرانی یا زبانهای ایرانیتبار، گروهی از زبانها است که همگی ... |
fawiki | ضربالمثل | ضربالمثل یا زبانزد که در لاتین به آن "proverbium" گفته میشود، گفتاری سنتی و ساده است که حقیقتی را که بر پایهٔ عقل سلیم یا تجربه میتوان درک کرد، میرساند. زبانزدها بیشتر استعاری هستند و نمونهای از زبان فرمولی دانسته میشوند. عبارت زبانزدی نیز گونهای گفتار متعارف است که مانند زبانزد بوده و به روایت شفاهی نقل شده ... |
fawiki | زبان تالشی | زبان تالشی (به تالشی: ، ، )Pirejko, L. A., 1976. Talyšsko-russkij slovar (Talyshi-Russian Dictionary), Moscow. نام یک گروه زبانی از زبانهای ایرانی شمال غربی است که توسط قوم تالش تکلم میشود. زبان تالشی همچنین بهعنوان یکی از زبانهای کاسپین شناخته میشود. زبان بلوچی، زبان مازندرانی، زبان گیلکی، زبان کردی و زبان تاتی ن... |
fawiki | زبان لکی | زبان لَکی از زبانهای ایرانی شاخه شمالی غربی رایج در غرب ایران است. بسیاری از منابع از جمله دانشنامه اتنولوگ آن را شاخهای از زبانهای کردی میدانند و برخی منابع نیز لکی را گویشی از کردی جنوبی دانستهاند. اما با این حال، این نظریات مورد پذیرش همگان نیستند؛ چنانکه برخی از منابع آن را شاخهایی از لریWilliam J. Frawley, ... |
fawiki | واژه | واژِه به مجموعه حروف یا واکهایی که با کنار هم قرار گرفتنشان یک واحد یا یکای تحلیلپذیر را پدیدار میسازند گفته میشود. در دستور زبان فارسی، بیشتر واژه را در نُه گونه دستهبندی میکنند: نام، گزارواژه(زیب، صفت)، شماره، کنایه، پویه(فعل)، ویژگی(قید)، واک افزوده، واک پیوند، آوا.
«واژه» کوچکترین دستهٔ معنادار از واکها ا... |
fawiki | پهله | بندانگشتی|چپ|موقعیت جبال در نقشه ایران در عصر خلفای عباسی برگرفته از کتاب جغرافیای شتر تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی
farme|بندانگشتی|چپ|ناحیه جبال یا عراق عجم (نارنجی)
پهله یا پهلَو نام سرزمینی وسیع در باختر ایران بوده است که بیشتر شهرها و نواحی رشته کوه زاگرس کنونی را فرا میگرفته است. ایالت پهله در زمان ساسانیان به ا... |
fawiki | آواشناسی | آواشناسی یا فونتیک شاخهای از زبانشناسی است که به مطالعه اصوات گفتار انسان میپردازدO'Grady (2005) p.15 و با خواص فیزیکی اصوات گفتاری (آواها) ارتباط دارد که عبارتند از: تولید فیزیولوژیکی آنها، خواص آکوستیک، درک مخاطب و وضعیت نروفیزیولوژیکی. از سوی دیگر، واجشناسی به تعیین مشخصات دستوری چکیده سامانههای اصوات مربوط م... |
fawiki | واجشناسی | واجشناسی یا فونولوژی یکی از زیرشاخههای زبانشناسی است که به بررسی نظام آوایی زبان میپردازد و جایگاه عناصر آوایی زنجیری و زبرزنجیری را در نظام زبان مشخص میکند. در این حوزه، مسائلی مانند آوا، واج، واجگونه، گام یا پایه، هجا، تکواژ، تکیه، آهنگ، رکن و وزن شعر مورد بررسی قرار میگیرند. بررسی زنجیرههای علائمِ زبان اشار... |
fawiki | معناشناسی | معناشناسی، معنیشناسی یا دلالتشناسی ، دانش بررسی و مطالعهٔ معانی در زبانهای انسانی است. بهطورکلی، بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی میگویند. معادل انگلیسی و فرانسوی (sémantique) معناشناسی برگرفته از لغت یونانیِ semantika (اسم خنثی جمع semantias) علم مطالعهٔ معناست. این علم معمولاً بر روی رابطهٔ بین دلالتک... |
fawiki | نحو | نَحو یا جملهشناسی در زبانشناسی به دانش مطالعهی قواعد مربوط به نحوهی ترکیب و در کنار هم آمدن واژهها بهمنظور ایجاد و درک جملات در یک زبان گفته میشود.
این شاخهی مهم از دستور هر زبان، نظاممندی و خلاقیت فراوانی را طلب میکند. درست است که انسانها میتوانند مجموعه کلمات یک جمله را با ترتیب گوناگونی در کنار هم قرار... |
fawiki | بیت (شعر) | بیت (به انگلیسی: Verse) کوچکترین واحد کامل در شعر کهن فارسی است که دو مصراع (مِصرَع) را شامل میشود.
بیت در زبان عربی به معنی خانه و در اصطلاح، کوتاهترین شعر در بحرهایِ عروضی، آن است که از دو مصراع تشکیل شده باشد.زبان و نگارش فارسی
نمونه:
بیت مُصَرّع
اگر هر دو مصراع یک بیت قافیه دار باشند، آن بیت را مصرّع مینامن... |
fawiki | تکواژ | کوچکترین یکای (واحد) زبان که دارای نقش دستوری و معنایی مستقل میباشد تکواژ یا نشانهSignصفحه ۱۱۲ Contemporary Linguistics نام دارد. هجاها و طول آنها نمیتوانند برای بازشناختن تکواژها ابزار سودمندی باشند. معیار و سنجهٔ بنیادین این است که تکواژ را نمیتوان به یکاهای دستوری کوچکتر بخش کرد.
تکواژها از بههمپیوستن واجه... |
fawiki | زبانهای ایرانی شرقی | زبانهای ایرانی شرقی یا زبانهای ایرانی خاوَری زیرگروهی از زبانهای ایرانی هستند که در دوره ایرانی میانه (از سدهٔ ۴ پیش از میلاد) پدیدار شدند. زبان اوستایی معمولاً به عنوان زبان ایرانی شرقی دستهبندی میشود. برخلاف گویشهای ایرانی میانه غربی، ایرانیهای میانه شرقی تلفظ هجاهای پایانی کلمه را حفظ کردند.
زبانهای ایرانی ... |
fawiki | زبان آسی | بندانگشتی|205px|نقشه پراکندگی زبانهای منطقه قفقاز.
زبان آسی (به زبان آسی: Ирон æвзаг ایرُن اَوژاگ) یا زبان آسیها (ирæтты ӕвзаг ایرَتِّه اَوژاگ)، یکی از زبانهای ایرانی شاخهٔ شرقی است که امروزه در قفقاز در منطقهای میان روسیه و گرجستان در اروپا صحبت میشود. امروزه آسی و تاتی تنها زبانهای ایرانی باقی مانده هستند که به... |
fawiki | زبان پشتو | پَشتو یا پښتو یک زبان ایرانی شرقی است که در کنار زبان فارسی یکی از زبانهای اصلی افغانستان و دومین زبان پرگویشور در پاکستان محسوب میشود.Population by Mother Tongue, Population Census – Pakistan Bureau of Statistics, Government of Pakistan در ادبیات فارسی گاه از این زبان به نام اَفْغانی یاد شده است.John R. Perry, "Lexi... |
fawiki | لهجههای فارسی افغانستان | در افغانستان زبان فارسی (که در آنجا بهطور رسمی «دری» نام گرفته) با لهجههای گوناگونی صحبت میشود. بهطور کلی، لهجههای زبان فارسی افغانستان در سه دسته طبقهبندی میشوند:
شمال شرقی: لهجههای کابلی و پیرامون آن، پروان، پنجشیر، بلخ، بغلان، سمنگان، قندوز، تخار و بدخشان.
غربی: لهجههای هراتی، بادغیسی، فراهی، نیمروزی و غو... |
fawiki | زبان گیلکی | زبان گیلکی (به گیلکی: گیلٚکی زٚوان) از گروه زبانهای ایرانی شاخهٔ شمال غربی است که زبان مادری مردم گیلک و بیشتر مردم استان گیلان و جوامع کوچکتری در استانهای همسایه، مانند استانهای مازندران، قزوین و البرز و قم و نیز تهران و اردبیل و زنجان است. گیلکی از شرق با زبان مازندرانی و از غرب با زبان تالشی و از جنوب با زبان تا... |
fawiki | فهرست فرهنگهای فارسی | فارسی به فارسی
لغتنامه دهخدا
برهان قاطع
فرهنگ معین
فرهنگ تحفةالاحباب
فرهنگ آنندراج
مجموعه مترادفات
فرهنگ عمید
لغت فرس اسدی طوسی
صحاح الفرس
معیار جمالی
فرهنگ جهانگیری
مجمع الفرس (فرهنگ سروری)
فرهنگ رشیدی
فرهنگ انجمن آرای ناصری ( انجمن آرا )
فرهنگ ناظم الاطبا
فرهنگ نظام
فرهنگ سخن
فرهنگ معاصر فارسی
فره... |
fawiki | فرهنگ تحفةالاحباب | فرهنگ فارسی به فارسی تحفةالاحباب (هدیه ی دوستان)، که از مآخذ فرهنگهای سروری و جهانگیری و برهان قاطع و بعضی فرهنگهای بعدی است، در سال ۹۳۶ نوشته شده و به وزیر خراسان اهدا شدهاست. پدیدآورنده در دیباچهٔ کتاب، خود را «حافظ اوبهی» نامیدهاست.
اوبهی از دانشوران، سرایندگان، خوشنویسان و خوانندگان سرشناس سده دهم بوده و امیر ... |
fawiki | زبان تاتی ایران | زبان تاتی ایران یا تاتی جنوبی (به تاتی: Tâti Zobun, تاتی زُبون)کتاب «دستور زبان لهجههای تاتی جنوبی»، احسان یارشاطر، لاهه - پاریس ١٩٦٩ از دستهٔ زبانهای ایرانی شاخهٔ شمال غربی است. زبانهای خانواده تاتیک در کنار دیگر زباهای حاشیه دریای مازندران مانند زبان مازندرانی، زبان تالشی، زبان گیلکی، زبان سمنانی و غیره جزو زبانه... |
fawiki | جمله | جُملِهواژه پارسی سره برای جمله، وَچک است. یک یا چند فراکرد مرتبط به هم را شامل میشود که پیام کاملی را از فرستنده پیام (گوینده، نویسنده) به گیرنده پیام (شنونده، خواننده) برساند. افراد مقصود خود را به صورت جمله بیان میکنند. جمله یک یا مجموع چند کلمه است.
از نگاه ساختار
جمله ساده: جملهای که تنها از یک فراکرد تشکیل ... |
fawiki | ضمیر | ضَمیر یا فَرانام واژهای است که میتواند جایگزین گروه اسمی شود، مثلاً به جای آنکه بگوییم «سهراب را دیدم و به سهراب گفتم»، میگوییم «سهراب را دیدم و به او گفتم»
توضیح اینکه واژهٔ "ضمیر" در زبان پارسی به معنای وجدان و وجود، نهان و درون، یعنی "خود" اوست.
ضمیر
ضمیرهای فارسی
در زبان فارسی ضمیر نقش نیست بلکه نوع واژه اس... |
fawiki | تاجیکی | فارسی تاجیکی (форсии тоҷикӣ) که از آن با نام زبان تاجیکی (забони тоҷикӣ) یا پارسی فَرارودیعلی رواقی، فارسی فرارودی (تاجیکی)، نشر هرمس، تهران، ۱۳۸۳، شابک: ۹۶۴-۳۶۳-۲۳۷-۷. نیز یاد میشود، به گویشی از زبان فارسی گفته میشود که در آسیای میانه، بهویژه در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان گفتگو میشود. تاجیکی زبان رسمی تاجیکستان ... |
fawiki | دستور زبان | دستور زبان یا گرامر مجموعه قوانین و ضوابط حاکم بر ساختار واژهها، جملهها، واجها و آواها و معناها در زبان است. به عبارت دیگر، دستور زبان مجموعه قواعد و آیینهایی است که اهل زبان آنها را بهطور قراردادی و دستهای، مجموعهای (همکاری دستهجمعی)، و تکاملی (نقاشی، خط میخی و…) فراگرفته و زبانآموزان برای درک بهتر گفتار و ... |
fawiki | زبانهای زازا-گورانی | زازا-گورانی زیرشاخهای از زبانهای ایرانی شمال غربی است."Kurdish Nationalism and Competing Ethnic Loyalties", Original English version of: "Nationalisme kurde et ethnicités intra-kurdes", Peuples Méditerranéens no. 68–69 (1994), 11-37Kehl-Bodrogi, Krisztina. "Syncretistic religious communities in the Near East: Collect... |
fawiki | لهجه قمی | قُمی یکی از لهجههای فارسی است که در شهر قم در استان قم ایران صحبت میشود. این لهجه در قلمرو گویشهای مرکزی ایران قرار میگیرد و پیشتر این گویش «کُمِج» یا «کُمیج» نامیده میشده است.
نمونه واژهها
واژههایی که در لهجه فارسی منطقهٔ قم با فارسی معیار تفاوت دارند:
باردی: شوخی و مزاح
کاروم سرا:کاروان سرا
حلّه حروم:هد... |
fawiki | کرمانجی | گویش کُرمانجی () بزرگترین گویش زبان کردی است.
بندانگشتی|زنان کرمانج خراسان در حال ریسمان بافی
کُرمانجی، سرشتی قدیمیتر را نسبت به دیگر گویشهای کردی حفظ کرده است.Asatrian, Garnik. 2009. "Prolegomena to the Study of the Kurds". Iran and the Caucasus. 13 (1): 1-57.
p.12 همجواری گویشوران سورانی و کرمانجی در مناطق شمالی ... |
fawiki | میرزا حبیب اصفهانی | میرزا حبیب بنی (زادهٔ ۱۲۱۴ شمسی/ ۱۲۵۱ قمری – درگذشتهٔ اردیبهشت ۱۲۷۲ شمسی/ ذیقعده ۱۳۱۰ قمری) فرزند ملااسدالله معلم،ادیب،شاعر،مترجم،ویراستار،فهرستنویس،محقق،دستورنویس،روزنامهنگار،روشنفکروفعال سیاسی ایرانی قرن سیزدهم هجری شمسی (قرن نوزدهم میلادی) از شهر بِن در استان چهارمحال و بختیاری بود. اهمیت جایگاه او دَر تاریخ ایران... |
fawiki | کراتیلوس (افلاطون) | کراتیلوس نام یکی از کتابهای نوشته افلاطون، فیلسوف یونانی است که به گفتگوی میان سقراط، کراتیلوس و هرمگنس میپردازد. اکثر محققان مدرن متفقالقول هستند که این کتاب در دوران میانی افلاطون نوشته شده است.pp. 6, 13-14, David Sedley, Plato's Cratylus, Cambridge U Press 2003. در این گفتگو، دو مرد، کراتیلوس و هرموگنس، از سقراط ... |
fawiki | نشانهشناسی | نشانهشناسی (از یونانی σημείον (سِمِئیون) به معنی نشانه) علم مطالعه نشانهها و نمادها است.
نشانهشناسی علمی است که به بررسی انواع نشانهها، عوامل حاضر در فرایند تولید و مبادله و تعبیر آنها و نیز قواعد حاکم بر نشانهها میپردازد. نشانه چیزی است که بر غیر خود دلالت دارد.
دانش نشانهشناسی بررسی معناسازی، فرایند شکلگیر... |
fawiki | دوره زبانشناسی عمومی | دوره زبانشناسی عمومی یا دروسی در زبانشناسی عمومی کتابی اثر فردینان دو سوسور، زبانشناس نامدار سوئیسی است.
نام اصلی این کتاب Cours de linguistique générale است و در سال ۱۹۱۶ و پس از مرگ سوسور توسط شارل بالی و آلبر سِشِی بر پایهٔ یادداشتهای سرِ کلاس درس به چاپ رسید. این کتاب بهزودی تبدیل به قبلهٔ زبانشناسانِ ساختارگ... |
fawiki | گیلکی گالشی | گیلکی گالشی یا گویش گالشی یا دیلمی https://www.ethnologue.com/language/glk نام گویشی از زبان گیلکی است. این گویش در مناطق کوهپایهای و کوهستانی جنوب و جنوب شرقی گیلان شامل نواحی رودبار، رستمآباد، سیاهکل و دیلمان، املش، رحیم آباد، اشکورات و همچنین در غرب مازندران مانند رامسر و تنکابن تکلم میگردد.«محمود رنجبر» و «رقیه... |
fawiki | خط میخی | خط میخی یا دبیرهٔ میخی () نوشتاری واژه-هجانگار است که برای نوشتن حداقل پانزده زبان خاور نزدیک باستان استفاده میشدهاست. این خط از اوایل عصر برنز تا ابتدای دوران مشترک پیوسته استفاده میشدهاست. (نامگذاری آن در انگلیسی به خاطر نشانهای گوه-مانند (لاتین: ) است که نویسههای آن را تشکیل میدهند) خط میخی در اصل برای نگارش ... |
fawiki | تلمیح | تلمیح که در لغت به معنی با گوشه چشم نگریستن است، از جملهٔ صنایع معنوی بدیع است که در آن نویسنده یا گوینده در ضمن نوشتار یا گفتار خودش به آیه، حدیث، داستان، یا مثال قرآنی یا [معروفی] اشاره داشته باشد.همایی، استاد جلالالدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد دوّم (صنایع بدیع و سَرَقات ادبی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ... |
fawiki | ادبیات فارسی میانه | ادبیات پهلوی،ادبیات پارسیگ یا ادبیات فارسی میانه به مجموعهای از نوشتهها به زبان پارسیگ گفته میشود.
تاریخچه ادبیات پهلوی
کهنترین اثر بازمانده از فارسی میانه سکههای معروف به سکههای پارسی هستند که در واقع سکههای فرمانروایان ایالت پارس در سدهٔ نخست میلادی بودهاند. از زمانی که انتظار داریم به زبان فارسی میانه گف... |
fawiki | خط تعلیق | خط تَعلیق عربی به فارسی آویختن یا تَرَسُّل اولین شیوه از خوشنویسی فارسی است که خاص ایرانیان پدید آمده است. به نظر میرسد این شیوه از خوشنویسی در اواسط سدهٔ هفتم هجری قَمری از ترکیب و توسعهٔ دو خط توقیع و رِقاع و تحت تأثیر خطوط ایرانی پیش از اسلام و با توجه به ذوق و روحیه ایرانی بهوجود آمده باشد.
خط تعلیق را میتوان نخ... |
fawiki | الفبای عربی | الفبای عربی () یا ابجدی عربی () حروف نوشتاری خط و زبان عربی است.
الفبای عربی، دارای ۲۸ حرف است و الفبای فارسی از آن، گرفته شده است.کتاب زبان پاک، نوشته احمد کسروی به سال ۱۳۲۲ خورشیدی و کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی، نوشته، یحیی ذکاء به سال ۱۳۲۹ خورشیدی. نسخه الکترونیکی هر دو کتاب، موجود است الفبای عربی، دارای دو ترتی... |
fawiki | نستعلیق | نَسْتَعْلیق یکی از شیوههای خوشنویسی ایرانی است. این واژه چنانکه در تَذکِرهها و مُرَقَّعات و اشعار آوردهاند، از دو واژهٔ نَسْخ و تَعلیق پدید آمده است. خطِّ نستعلیق دومین خطِّ ویژهٔ ایرانیان است. پیدایش نستعلیق پس از حملهٔ مغول و در روزگار ایلخانی با دگرگونیهای شگرف در نگارگری ایرانی همراه بود و این دو تحول، همزمان و... |
fawiki | مزگت | مَزگَت واژهای ایرانی به معنی مسجد است و ریشهٔ آن پارسی باستان مزکد از مزداکده است.منظور از مز در مزکد یا مزگت همان خدا و کد به معنی خانه ست.
این واژه هم اکنون در زبان کردی با گویش مزگت و مزگوت به معنای مسجد بکار می رود.
معادل این واژه در آرامی هخامنشی، سریانی و مندائی مَسْگداء است، و از آرامی وارد زبان عربی شده ا... |
fawiki | بندهشن | بُنْدَهِشْن یا بُنْدَهِش نام کتابی است به پهلوی که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری انجام شده است ولی اصل آن در اواخر دورهٔ ساسانی نگاشته شده بود. نویسنده (تدوینکنندهٔ نهایی) آن «فَرْنْبَغ»، فرزند «دادویه» نام داشت.
بندهشن به معنی «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» است. نام اصلی کتاب، چنانکه در ابتدای متن کتا... |
fawiki | لغتنامه دهخدا | لغتنامهٔ دهخدا یا واژهنامهٔ دهخدا کتابی جامع شامل شرح و معنی واژگان زبان فارسی است. این واژهنامه بزرگترین و مهمترین اثر دهخدا است، که بیش از ۴۰ سال از عمر او صرف آن شد. لغتنامهٔ دهخدا معنی، تفسیر، و شرح تاریخیِ شمار قابل توجهی از وامواژههای عربی را که وارد فارسی شدهاند نیز دارد.
لغتنامهٔ دهخدا شامل بخش بزرگ... |
fawiki | خط میخی هخامنشی | دبیرهٔ میخی هخامنشی دبیرهای میخی است که آن دسته از سنگنبشتههای هخامنشی را که به فارسی باستان است به آن نوشتهاند. کتیبههای مذکور در تخت جمشید، دشت مرغاب، بیستون، الوند، شوش، و آسیای کوچک، گرله، جزیره خارک و کانال سوئز به فرمان شاهان هخامنشی، به ویژه داریوش یکم و خشایارشا کنده شدهاند.
اختراع و پیشینه
برخی این دب... |
fawiki | فرهنگ فارسی معین | فرهنگ فارسی معین معروف به فرهنگ معین یکی از فرهنگهای لغت یکزبانهٔ نامدار و بارز به فارسی است. نویسندهٔ این فرهنگ محمد معین و ناشر آن مؤسسهٔ انتشاراتیِ امیرکبیر (در تهران) است. «ویرایش متوسطِ» این فرهنگ نخستین بار در سال ۱۳۵۱ پس از درگذشت محمد معین و با کوشش سید جعفر شهیدی انتشار یافت.
فرهنگ فارسی معین در شش مجلد تدو... |
fawiki | زبان بلوچی | زبان بلوچی (، و به ) از زبانهای ایرانی شاخهٔ شمالباختری است."Eastern Iranian languages". Encyclopedia Iranica. این زبان توسط مردم بلوچ در کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان، عمان، ترکمنستان و سایر کشورها صحبت میشود.
پیشینه
زبان بلوچی از زبانهای ایرانی شمالباختری است و با زبانهای تاتی، کردی، مازندرانی (طبری)، گ... |
fawiki | الفبا | اَلِفبا مجموعه علامتهایی است که انسانها برای نشان دادن اصواتِ زبان، در بین خود قرارداد میکنند. در خطهای فارسی و عربی، الفبا معمولاً به نشانههای نوشتاری همخوان (صامت) گفته میشود که آنها را حروف بیصدا هم میگویند و معمولاً واکهها (مصوت)، جزء حروف الفبا نیستند و به آنها حروف صدادار میگویند؛ ولی برای مصوتهای بل... |
fawiki | ضمیرانداز | ضَمیراَنداز یا ضمیرافتان، در نحو، به زبانی گفته میشود که عدم کاربرد ضمیر یا فاعل در جملات آن لطمهای به معنای جمله نمیزند. مثلاً در جمله «من نامه نوشتم»، میتوان کلمهٔ من را حذف کرد: «نامه نوشتم».
ضمیرانداز و پوچواژه
بر پایه نظر ریتسی (۱۹۸۲ و ۱۹۸۶) در زبانهای ضمیرانداز از آنجا که ضمیر ناملفوظ ارجاعی وجود دارد، ضمی... |
fawiki | فاصله مجازی | فاصلهٔ مجازی که به آن فاصلهٔ صفر و گاه نیمفاصله و فاصلهٔ جامد هم گفته میشود، نویسهای در استاندارد یونیکد است که برای حروفچینی کامپیوتری برخی خطها همچون خط فارسی و خطهای هندیک بهکار میرود.
در فارسی این نویسه در مواردی که دو حرف به هم نمیچسبند ولی «فاصلهٔ مرئی» ندارند استفاده میشود. برای نمونه در واژههای «خان... |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.